<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; جامعه</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/society/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>از رایی که داده‌ام راضی‌ام</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/816</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/816#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Aug 2011 12:38:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=816</guid>
		<description><![CDATA[دیدم خیلی‌ها خوششان آمده بگویند و بنویسد که چرا از رایی که در انتخابات ۸۸ داده‌اند پشیمان اند. جالب بود که خیلی‌هایشان از اول به آن‌که وانمود می‌کردند رای نداده بودند!! بعد هم تشویق می‌کردند که خجالت نکشید. بگویید اشتباه کردیم. لهذا: من از رایی که در صندوق انتخابات ریاست جمهوری ریخته‌ام راضی‌ام؛ چون رئیس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیدم خیلی‌ها خوششان آمده بگویند و بنویسد که چرا از رایی که در انتخابات ۸۸ داده‌اند پشیمان اند. جالب بود که خیلی‌هایشان از اول به آن‌که وانمود می‌کردند رای نداده بودند!! بعد هم تشویق می‌کردند که خجالت نکشید. بگویید اشتباه کردیم. لهذا:</p>
<p>من از رایی که در صندوق انتخابات ریاست جمهوری ریخته‌ام راضی‌ام؛ چون رئیس جمهور من:</p>
<p>به عنوان نماد رای مستقیم مردم، مقابل نماد بداخلاقی ملی‌مان یا همان پارلمان مستکبر اسلامی ایستاد.<br />
در هر موقعیتی حرفش رو زد؛ بزدل نبود.<br />
کاری رو که باید می‌کرد،  از ترس رای نیاوردن تعطیل نکرد.<br />
فهمش از ولایت، فهم یقه آخوندی هایی که این ۳۰ سال از اسمشون پر شده، نبود.<br />
جرات داشت اختلاف نظرش با رهبر رو ضمن تبعیت، صراحتا نشون بده.<br />
پای مردانش ایستاد و اون‌ها رو قربانی موقعیت خودش نکرد. باج نداد.<br />
حرف مردمش رو، نه اون طور که غرب خوشش بیاد، اون طوری که مردم تو خیابون و توی راه پیمایی فریاد میزدن، همه جا گفت.<br />
نشون داد اگر قراره کسی نماینده دین در تصمیم گیری‌ها باشد، اون شخص یک نفره. مسخره است که هر حاشیه به لمعه نویسی بخواد برای مملکت تعیین تکلیف کنه<br />
چون از رهبر برای خودش خرج نکرد. حتی وقتی بقیه پز هم سفرگی و رفاقت با رهبر رو دادن.<br />
چون جراتش رو داشت به کل نظام اعتراض کنه و بنشینه تو خونه. چون جراتش رو داشت سپاه رو هم یکی از  دستگاه‌های  نظام ببینه نه صاحب نظام.<br />
چون چالاک ترین دستگاه رو بعد از ایام حرارت مصنوعی انقلابی دهه ۶۰،  ایجاد کرد.<br />
چون کل مردم رو مردم دونست، نه پایتخت نشین ها رو.<br />
چون بعد سی سال ظلم حضرات و مدیون کردن انقلاب به استان های محروم، حداقل اب شیرین!!! برد سر سفره شون.<br />
چون اومد دانشگاه و شنید و حرف زد، ولی نه مثل مقامای بالاتر و پایین تر از خودش تو جمع گلچین شده. کسی رو هم تهدید نکرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/816/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی دیگران</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/793</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/793#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jun 2010 00:44:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سرشارم از خیال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1389/03/27/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-2/</guid>
		<description><![CDATA[تصور کنید یک زندگی معمولی دارید. دانشجو‌اید و برای گذران زندگی دانشجویی کار‌های کوچکی انجام می‌دهید که کفاف کتاب و لباس و کرایه و کافه و اینترنت و این قبیل مخارج را می‌دهد. دوستانی دارید، نه آن‌طور که سهراب توصیف می‌کند، ولی قابل اعتماد. نمی‌شود گفت مستقل از والدین‌تان زندگی می‌کنید، با این حال در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تصور کنید یک زندگی معمولی دارید. دانشجو‌اید و برای گذران زندگی دانشجویی کار‌های کوچکی انجام می‌دهید که کفاف کتاب و لباس و کرایه و کافه و اینترنت و این قبیل مخارج را می‌دهد.<br />
دوستانی دارید، نه آن‌طور که سهراب توصیف می‌کند، ولی قابل اعتماد. نمی‌شود گفت مستقل از والدین‌تان زندگی می‌کنید، با این حال در خوابگاه یا آپارتمان دانشجویی هستید.</p>
<p>در ۱۰ سال گذشته چند مرتبه به طور جدی دعوا کرده‌اید. خورده‌اید اما به همه گفته‌اید که زده‌اید. فحش نمی‌دهید مگر این‌که لازم باشد و تصور می‌کنید باید از چند سال قبل، یک رشته‌ی رزمی را پی می‌گرفتید.<br />
از سینما بیشتر از کتاب خوش‌تان می‌آید ولی دو سه باری که صحبت‌ش بوده است گفته‌اید که تئاتر را جدی‌تر دنبال می‌کنید. سیگار نمی‌کشید ولی در لیست &#8220;هرگز نباید‌&#8221; های‌تان هم نیست. صورت‌تان را با تیغ یک‌بار مصرف اصلاح می‌کنید، از دختر‌های هم‌کلاسی‌تان دلِ خوشی ندارید، درباره‌ی عشق کم و بیش صحبت می‌کنید ولی هنوز برای‌تان اتفاقی نیافتاده‌است.</p>
<p>به صورت جدی برای مهاجرت -حتی- تحصیلی برنامه دارید، اگر‌چه اقدام اساسی در این زمینه صورت‌ نداده‌اید. از نظر سیاسی &#8220;همراه اکثریت فعال&#8221; محسوب می‌شوید و از ماهی هم خوش‌تان نمی‌آید.<br />
رنگ سفید، زرشک‌پلو با مرغ، مهران مدیری و گل کوچیک جزء علاقه‌مندی‌های عمومی‌تان هستند و با وزن ۵۲ کیلو‌گرم، دارید شکم می‌آورید.</p>
<p>با این توصیفات و به طور خلاصه بگوئید چه اتفاقی می‌تواند زندگی معمولی شما را مثل مال دیگران، پر هیجان کند؟ واقع بین باشید و از توجه به جزئیات ذکر شده غافل نشوید. قبلا ۵ امتیاز به خاطر -حتی- فکر کردن به پاسخی چون گرفتن زن از شما کسر گردیده‌است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/793/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قمار روی انتخاب‌های دیگران</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/763</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/763#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Jun 2010 12:31:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شرحانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=763</guid>
		<description><![CDATA[آدم توی زندگی‌اش، انتخاب‌های متعددی انجام می‌ده که معمولا با سبک و سنگین کردن گزینه‌ها، اونی که بیشترین منفعت رو براش داره، انتخاب می‌کنه. اما از دید اطرافیان، دو جور میشه به ماجرا نگاه کرد. یعنی میشه اون منفعتی که قراره بر اساسش تصمیمی گرفته بشه رو، در رابطه با خود شخص تعریف کنیم، یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آدم توی زندگی‌اش، انتخاب‌های متعددی انجام می‌ده که معمولا با سبک و سنگین کردن گزینه‌ها، اونی که بیشترین منفعت رو براش داره، انتخاب می‌کنه. اما از دید اطرافیان، دو جور میشه به ماجرا نگاه کرد. یعنی میشه اون منفعتی که قراره بر اساسش تصمیمی گرفته بشه رو، در رابطه با خود شخص تعریف کنیم، یا در رابطه با خودمون. اینکه انتخاب آقای A اون‌طور که خودش فکر می‌کنه، به نفعش هست یا نه؟ (خیر‌خواهی)  و این‌که انتخاب فرد A به نفع ما هم هست یا نه؟</p>
<p style="float:left;">
<div id="attachment_766" class="wp-caption alignleft" style="width: 200px"><img class="size-full wp-image-766 " title="42-20910060" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2010/06/42-20910060.jpg" alt="" width="190" /><p class="wp-caption-text">قمار روی انتخاب‌های دیگران</p></div>
</p>
<div class="box1" style="float: left; width: 180px; border: 1px solid #dddddd; margin-right: 10px; padding: 5px; background-color: #f3f3f3;">حالا فرض کنید آقای B هیچ وقت هم درباره‌ی انتظارات و یا خطراتی که ممکن است انتخاب‌های آقای A برای آینده‌ی رویایی او داشته باشد، صحبت نکرده باشد. نوعی زیاده‌خواهی غنی شده، مثلا!</div>
<p>اما گذشته از خیرخواهی، من فکر می‌کنم بیشترین <strong>انتظاری</strong> که یکی از اطرافیان می‌تواند از من داشته باشد، این است که انتخاب من ضرری به ایشان نرساند. احتمالا یک حکم اخلاقی فراگیر هم من را تشویق می‌کند که در استفاده از آزادی‌ام برای تصمیم‌گیری، به انسان دیگری آسیب (معنوی/مادی/عاطفی) نرسانم. اما اگر کسی، آینده‌ی منافع خودش رو بر اساس تصمیم های احتمالی فرد دیگری تصویر بکنه، یا به عبارتی، زندگی‌اش رو بر اساس قمار روی احتمالات بنا کنه، خوب، شرایط خیلی تغییر می‌کنه.</p>
<p>در این حالت، ممکنه تصمیم آقای A باعث بشه زندگی اون‌ طوری که آقای B آرزو می‌کنه پیش نره و به همین دلیل، آسیب‌های کاملا دور از تصور فرد A برای B شکل بگیرند. تصور من اینه که در این حالت، نوعی زیاده‌خواهی بر روابط بین A و B حاکم می‌شود و ممکن است نوع تعامل آن‌ها از مسیر احترام متقابل خارج شود. بسته به اهمیت و تاثیر گذاری انتخاب و میزان پایبندی دو طرف به اخلاق.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/763/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امام مرد بود</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/753</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/753#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 May 2010 06:11:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=753</guid>
		<description><![CDATA[راستش را بخواهید، در این ۱۵ سالی که با فراز و فرود، اتفاقات جامعه‌ی سیاسی ایران را دنبال کرده‌ام، فهمیده‌ام یا تحلیل کرده‌ام، تقلید کرده‌ام یا شنیده‌ام، خاطره‌ی خوشی از آن‌ها که از خاطرات‌شان با امام گفته و نوشته‌اند ندارم. این خاطره‌ها، به خاطر خدا نبود. اصلاً اگر برای خدا بود، می‌شد فقط از امام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>راستش را بخواهید، در این ۱۵ سالی که با فراز و فرود، اتفاقات جامعه‌ی سیاسی ایران را دنبال کرده‌ام، فهمیده‌ام یا تحلیل کرده‌ام، تقلید کرده‌ام یا شنیده‌ام، خاطره‌ی خوشی از آن‌ها که از خاطرات‌شان با امام گفته و نوشته‌اند ندارم. این خاطره‌ها، به خاطر خدا نبود. اصلاً اگر برای خدا بود، می‌شد فقط از امام تعریف کرد، لزومی به قرار دادن خودمان درون ماجرا نبود که!</p>
<div id="attachment_756" class="wp-caption alignleft" style="width: 213px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2010/05/emam.jpg"><img class="size-full wp-image-756 " title="emam" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2010/05/emam.jpg" alt="" width="203" height="278" /></a><p class="wp-caption-text">امام دید جامعی داشت و واقعاً می‌خواست ملت را اصلاح کند.</p></div>
<p>اما خاطره گویی برای شروع بد نیست. مثلا، خود من، اولین پیرهن مشکی عمرم را برای آن روزِ سیاه پوشیدم. برای امام. احتمالاً یک پسر بچه‌ی ۲ ساله با پیرهن مشکی و شلوارک لی، خیلی هم خوش‌تیپ می‌توانسته باشد. ولی برای پدرم مهم بود که اولین تجربه‌ی اجتماعی من، در ارتباط با امام باشد. امام، احتمالاً اصیل‌ترین عنصر انقلاب اسلامی بود که کمترین حاشیه‌ی نامطلوب را نه تنها در میان سیاست‌مداران دنیا (که چنین قیاسی دون شان او است) که میان مردان دین و مراجع تقلید نیز داشت.  به عبارت شفاف‌تر، اگر امام نبود، می‌شد ادعای توافق دین و سیاست را ایده‌ای ثابت نشده دانست. اما امام نشان داد تقوای سیاسی یعنی چه.</p>
<p>دو نکته‌ای که برای من در شخصیت امام خمینی برجسته‌ است را خلاصه می‌گویم؛ که احوال وبلاگ‌نویسی‌ام چندان تعریفی ندارد. شما هم که سراغی نمی‌گیرید، الا همین <a href="http://doodinghouse.com/1389/03/08/emam-vasete-nemikhahad/">دودینگ‌هاوس</a> که آخر مرام و معرفت است و تا همین امروز هم دو سه بار، جور باتری ضعیف ما را کشیده و هل داده و دویده عقب ماشین، تا دوباره راه افتاده ‌است.</p>
<p>۱. امام، دید جامع فوق‌العاده‌ای داشت. مثلاً نگاه کنید درباره‌ی جنگ چگونه صحبت کرده‌است. هیچ کدام از این حضراتی که کباده‌ی عرفان می‌کشند جرات بیان چنین تعابیری را در قبال جنگ ندارند. اوج نگاه جامع امام را می‌شود در پیش‌بینی سوء‌استفاده از نام و خاطره و عکس و هم‌نشینی با امام، چند دهه پس از او دید. حضرت امام حتی در زمان حیات هم وابستگانش را از فعالیت سیاسی منع می‌کرد تا مبادا این چنین نزدیکی‌هایی سیر مردم‌سالاری نظام را منحرف کند. کاری که الا حضرت آقا، هیچ کدام از حضرات ج. ا. عرضه‌ی انجام آن را نداشتند. هر کدام به قدر وسع‌شان آقا و خانم‌زاده تحویل جامعه دادند. هیچ کس هم توان انکار نکبت حضور این آقازاده‌ها را در ج. ا. ندارد.  می‌خواهم بگویم حواسش به همه جای مملکت بود.</p>
<p>۲. امام به معنای واقعی کلمه مصلح جامعه بود. شاید اگر هدفش ساختن یک نظام کارآمد بود، خیلی کارها نمی‌کرد. آن‌جاهایی که قسم جلاله می‌خورد که من از اول می‌دانستم فلان، نشان می‌دهد قرار بود ملت اصلاح شود. قرار بود مسئولین هم بدانند. قرار نبود همه چشم‌شان به چشم رهبر باشد، تا یک حرفی بزند و بعد با تمام توان و به بد‌ترین وجه ممکن آن ایده را خراب کنند. قرار بود، خودشان بفهمند بازرگان چه‌طور عقیده‌ای داشت. خودشان بفهمند خطر آمریکا برای انقلاب چقدر است. خودشان بفهمند بنی‌صدر که بود. امام تمام تلاشش را کرد تا جامعه اصلاح بشود. امام ملتی را که متحد کرده‌بود، چند پله بالا آورد. و شک ندارم که تنها در همان ۱۰ سال اول این امکان وجود داشت. فرصت تاریخی خوبی بود که حضرت روح‌الله خودش فراهم کرد و خودش بهترین استفاده را نیز در جهت ماموریت اصلاح زمین انجام داد.</p>
<p>از <a href="http://smhjafari.blogfa.com/">سید‌محمد‌حسین</a> دعوت می‌کنم که در این باره بنویسد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/753/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در باره‌ی حجت شرعی برای عزل و نصب</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/681</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/681#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 21:17:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حکومت اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=681</guid>
		<description><![CDATA[وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست وزیر بود، ایشان می‌گفت اگر من رییس جمهور بشوم، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهرا داده بودند که خود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="float:left;">
<div id="attachment_198" class="wp-caption alignleft" style="width: 210px"><a href="http://sharh.persiangig.com/patriot/vorodemam2.jpg"><img title="حجه الاسلام ناطق نوری در کنار امام راحل" src="http://sharh.persiangig.com/patriot/vorodemam2.jpg" alt="امام فرمودند:‌ من حکم نمی‌دهم!" width="200" /></a><p class="wp-caption-text">&quot;من حکم نمی‌دهم!&quot;</p></div>
</div>
<p>وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست وزیر بود، ایشان می‌گفت اگر من رییس جمهور بشوم، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهرا داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند و پس از انتخابات به مشهد رفتند. سخنرانی ایشان در آنجا، حاکی از این بود که ایشان نمی‌‌خواهد مهندس موسوی را معرفی کند. از سخنرانی ایشان در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در دفتر امام در جماران نیز این موضوع استنباط می‌شد.</p>
<p>چند روزی که گذشت، نظر امام عوض شد. علتش این بود که گویا آقای «محسن رضایی» به عنوان فرمانده سپاه خدمت امام رسیده و گفته بود که موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوان‌ها به گونه‌ای است که اگر ایشان نخست وزیر نشوند، جنگ لطمه می‌خورد. طبیعی است که برای امام در آن روزها هیچ چیز حیاتی‌تر از مسأله‌ی جنگ نبود، لذا بعد از گزارش محسن رضایی، لحن امام عوض شد. ایشان احساس کرد که جنگ نباید لطمه بخورد. باید آقای موسوی به عنوان نخست وزیر معرفی شود.<br />
منتهی روش امام این بود که در مسائل گام به گام پیش می رفتند، اول اگر از ایشان سوال می‌شد، می‌فرمودند که مهندس موسوی بد نیست، کم کم به حاج احمد آقا و دیگران فرمودند که آقای مهندس موسوی معرفی شود.</p>
<p>یک قدم جلوتر، به دفتر فرمودند که جواب دهند نظر امام مهندس موسوی است. هرگاه از امام در این مورد می‌پرسیدند، امام مهندس موسوی را تأیید می‌کرد. رفته رفته امام به صراحت نظر خود را فرمودند و به دفتر اعلام کرده بودند که جز آقای موسوی کسی دیگر مصلحت نیست.</p>
<div style="float:left">
<div id="attachment_201" class="wp-caption alignleft" style="width: 210px"><a href="http://sharh.persiangig.com/patriot/20080708132854_7_43%282-22%29.jpg"><img class="  " title="نماز جمعه به امامت آیت‌الله خامنه‌ای - هادی غفاری و آیت‌الله منتظری در صف اول نماز دیده می‌شوند." src="http://sharh.persiangig.com/patriot/20080708132854_7_43%282-22%29.jpg" alt="نماز جمعه به امامت آیت‌الله خامنه‌ای - شیخ هادی غفاری و آیت الله منتظری در صف اول دیده می‌شوند." width="200" /></a><p class="wp-caption-text">&quot;من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد&quot;</p></div>
</div>
<p>مقام معظم رهبری در مقام رییس جمهوری در یک محظوریت عجیبی قرار گرفته بودند. از یک طرف احساس می‌کرد از نظر شرعی و وظیفه به مصلحت کشور نیست مهندس موسوی را معرفی کند و از طرف دیگر نظر امام آقای موسوی بود. بنابراین برای حضرت امام نامه‌ای نوشتند که «اگر حضرت عالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم»، امام هم می‌فرمودند: «من حکم نمی‌کنم. من حرف خودم را می‌زنم» بن بست عجیبی پیش آمده بود.</p>
<p>جریان بن‌بست نخست وزیری خیلی اوج گرفت. پنجشنبه‌ای بود که خدمت آقای هاشمی رفتم. [..]  آقای هاشمی نیز خیلی نگران بود و گفتند اگر این گونه باشد، آقای خامنه‌ای خیلی آسیب می‌بیند. مقداری هم تندی کرد و گفت: «شماها مقصر هستید». گفتم: «ما که کاره‌ای نیستیم». ایشان گفت: «باید طوری این قضیه را حل و فصل کنید». سپس آقای هاشمی گفت: «شما بروید خدمت امام و به امام بگویید.[..] من پیشنهاد کردم که به اتفاق آقایان مهدوی، جنتی و یزدی خدمت امام برویم. این آقایان را دیدم و گفتم چهارتایی نزد امام می‌رویم و اگر امام جمله‌ای گفت و قانع نشدیم، زود بلند نشویم. با آقایان شوخی کرده و گفتم خیلی زود جا نخوریم وقتی امام حرف زدند ما هم حرف بزنیم و ادله اقامه کنیم.</p>
<p>ما چهار نفر خدمت امام رفتیم، ابتدا آقای مهدوی موضوع را طرح کردند. [..] این جا امام خمینی خیلی جدی فرمود که «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟» خیلی جالب بود این عین عبارت امام است که فرمودند، «من به عنوان یک شهروند، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.»<br />
این جمله را که ایشان فرمودند، همه چیز روشن شد و واقعا معلوم شد که موضوع چقدر عمق دارد. پس از این که فهمیدیم نظر قطعی امام، مهندس موسوی است، در محل دفتر ریاست جمهوری خدمت آقای خامنه‌ای رفتیم و ماجرا را خدمت ایشان شرح داده و گفتیم: «این دیگر حکم است. امام فقط لفظ حکم را نگفتند. امام تا آخر ایستاده است. این که ایشان می‌فرمایند جز موسوی خیانت به اسلام است، حکم است.»<br />
آقای خامنه‌ای فرمودند: «برای من اتمام حجت شد»؛ لذا تصمیم گرفتند و مهندس موسوی را برای نخست وزیری مجدد معرفی کردند.</p>
<p style="text-align: center;">&#8230;</p>
<p>مطالب بالا، بخشی از جلد دوم <a href="http://www.irdc.ir/fa/content/4913/default.aspx">خاطرات</a> آقای ناطق‌نوری بود که فکر می‌کنم در این روز‌ها مرور کردنشان می‌تواند راه‌گشا باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/681/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اصفهان و مشکلات آب و هوایی &#8211; ترافیکی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/651</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/651#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Jul 2009 18:46:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=651</guid>
		<description><![CDATA[دیروز و امروز هوای این‌جا هم غبار آلود بود. البته به خاطر موقعیت جغرافیائی اصفهان، معمولا هیچ وقت یک شرایط آب‌ و هوایی &#8220;خاص&#8221; درش اتفاق نمی‌افتد؛ به جز روز‌هایی که سطح آلاینده‌ها هوا زیاد می‌شود و از آن بالا (دانشکده‌ی فنی) می‌شود دید که چه‌طور شهر در یک لایه‌ی زرد تیره با رگه‌های سیاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز و امروز هوای این‌جا هم غبار آلود بود. البته به خاطر موقعیت جغرافیائی اصفهان، معمولا  هیچ وقت یک شرایط آب‌ و هوایی &#8220;خاص&#8221; درش اتفاق نمی‌افتد؛ به جز روز‌هایی که سطح آلاینده‌ها هوا زیاد می‌شود و از آن بالا (دانشکده‌ی فنی) می‌شود دید که چه‌طور شهر در یک لایه‌ی زرد تیره با رگه‌های سیاه فرو رفته‌است.</p>
<p>اما مشکل اصلی اصفهان، نوع ساختار خیابان بندی و بافت تلفیقی شهر است. یعنی از آن‌جایی که بخش مرکزی شاهراه مواصلاتی شمال به جنوب را خیابان‌های &#8220;چهارباغ&#8221; تشکیل داده‌اند و حاشیه‌ی آن‌ها هم عموما بافت سنتی و باستانی است، در روز‌های با آلودگی بالا (و یا مثل دیروز، غبار آلود) وضعیت هوای شهر در ناحیه‌ی مرکزی خیلی بد می‌شود. دقت کنید که علاوه بر وجود اماکن باستانی در این منطقه، تقریبا مهم‌ترین قطب خرید و فروش &#8211; مارکتیگ &#8211;  شهر هم محسوب می‌شود و اکثر سینما‌های شهر هم در این بخش قرار گرفته‌اند.</p>
<div style="float:left;">
<div id="attachment_129" class="wp-caption alignleft" style="width: 180px"><a href="http://sharh.persiangig.com/image/PICT0026S.JPG"><img class="size-full wp-image-129" title="پارک شهید رجائی و عمارت بهاری هشت بهشت در انتهای تصویر" src="http://sharh.persiangig.com/image/PICT0026S.JPG" alt="پارک شهید رجائی و عمارت بهاری هشت بهشت در انتهای تصویر" width="170" /></a><p class="wp-caption-text">پارک شهید رجائی و عمارت بهاری هشت بهشت در انتهای تصویر</p></div>
</div>
<p>باز وجود فضای سبز با حجم انبوه درختان قدیمی (پارک شهید رجائی) در این قسمت از شهر یک موهبت تاریخی است که اگر نبود، وضعیت به مراتب بد تر می‌شد. به این موارد، خشک بودن زاینده رود را هم باید اضافه کنید، که هم در روحیه مردم و هم در وضعیت آب‌ و هوایی شهر تاثیر مهمی دارد.</p>
<p>با توجه به مسائلی که گفتم، مشکل شهر اصفهان، نبود بزرگ‌راه یا گستردگی سیستم حمل و نقل عمومی نیست؛ مشکل در عدم امکان ایجاد مسیر‌های جایگزین برای عبور و مرور از مرکز شهر است. شاید به همین دلیل باشد که اجرای پروژه قطار شهری (با وجود تهدیداتی که ممکن است متوجه بخشی از بافت باستانی شهر بکند) یک امر حیاتی محسوب می‌شود. یعنی شاید تنها راه کم کردن ترافیک غیر قابل انتقال خیابان‌های مرکزی شهر، استفاده از مترو باشد.</p>
<p>البته به این نکته هم توجه کنید که در سال‌های آغاز دهه‌ی 70، عبور و مرور خودرو از روی سی و سه پل به دلیل فشار سنگین روی پل و لرزش ناشی از عبور اتومبیل ممنوع شد. همین مسئله در خصوص میدان امام هم اتفاق افتاد. به عبارت دیگر، شاید اجرای مترو و حذف ترافیک خودرویی در خیابان چهار باغ به نوعی در جهت حفاظت از بافت خاص این منطقه نیز باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/651/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قاضی‌القضات دهه‌ی چهارم</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/627</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/627#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 04:38:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست داخلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=627</guid>
		<description><![CDATA[حادثه‌ی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، بدون شک بزرگ‌ترین ضربه را به بدنه‌ی تئوری‌پردازی &#8220;انقلاب اسلامی&#8221; وارد کرده‌است؛ ضربه‌ای که غیر قابل جبران و بسیار کاری بود. البته نگاه دقیق به ترور‌های منافقین در سال‌های 57-59 نشان می‌دهد در هر عملیات، یکی از قطب‌های فکری نظام اسلامی مورد سوء قصد قرار گرفته‌است؛ چه آن‌که ضربه‌ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_78" class="wp-caption alignleft" style="width: 161px"><img class="size-full wp-image-78" title="آیت الله دکتر بهشتی" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/shahid-beheshti3.jpg" alt="qa_andre_mayer_220" width="151" /><p class="wp-caption-text">چه هیچ کس برای انقلاب اسلامی چون آیت الله بهشتی نخواهد شد!</p></div>
<p>حادثه‌ی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، بدون شک بزرگ‌ترین ضربه را به بدنه‌ی تئوری‌پردازی &#8220;انقلاب اسلامی&#8221; وارد کرده‌است؛ ضربه‌ای که غیر قابل جبران و بسیار کاری بود. البته نگاه دقیق به ترور‌های منافقین در سال‌های 57-59 نشان می‌دهد در هر عملیات، یکی از قطب‌های فکری نظام اسلامی مورد سوء قصد قرار گرفته‌است؛ چه آن‌که ضربه‌ای که تفکر اسلام انقلابی از ترور آیت‌ الله مطهری متقبل شد نیز غیر قابل انکار است.</p>
<p>نقش بی بدیل آیت الله بهشتی در تدوین قانون اساسی و پی ریزی نهاد‌های حکومتی جمهوری اسلامی، به وضوح نشان می‌دهد، اگر حضور ایشان دست کم تا پایان دهه‌ی اول انقلاب  ادامه می‌یافت، بسیاری از مشکلات ریشه‌ای امروز کشور (مانند معضل <a href="http://pat.riot.ir/1387/12/06/2/">مراودات بین قوا</a>؛ کهولت نظام اداری؛ کسالت دستگاه قضائی؛ ابتذال احزاب) به وجود نمی‌آمد؛ ای کاش &#8230;</p>
<div style="text-align: center; clear: both; width: 100%;">&#8230;</div>
<p>امروز و در سال‌روز عروج سید شهیدان انقلاب اسلامی و در مدخل دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی، بیش از هر زمان دیگری، فقدان آیت الله بهشتی در نظام قضائی کشور احساس می‌شود. به این مناسبت، نگاهی گذرا به قوه‌ی قضائیه‌ی &#8220;پشت سر&#8221; و قوه‌ی قضائیه‌ی &#8220;پیش رو&#8221; می‌تواند الهام بخش! باشد.</p>
<h3>هاشمی شاهرودی؛ نگاه به زیر‌ساخت‌ها یا روی‌کرد حد‌اقلی؟</h3>
<p>دو اصل &#8220;اعتماد و احساس امنیت&#8221; و &#8220;برابری&#8221; را باید مهم‌ترین ویژگی‌های یک نظام قضائی علوی دانست. اما بخش اصلی اعتماد به دستگاه قضائی، پیش از وقوع جرم و مراجعه‌ی مردم به دادگاه باید تامین شود. از طرف دیگر، اگر مردم احساس نکنند سیستم قضائی در برخورد با تخلفات کلان جدیت و حریت دارد، هیچ‌گاه اعتمادشان به دادگاه‌ و قاضی آن جلب نمی‌شود. از این رو، مبارزه‌ی جدی با فساد و تخلفات کلان، اولویت جدی بر مباحثی چون &#8220;مبارزه با اطاله‌ی دادرسی&#8221; و یا &#8220;دفاع از حقوق بزه‌دیدگان&#8221; دارد.  رهبر انقلاب در بند آخر پیام هشت ماده‌ای خود در باره‌ی مبارزه با فساد اقتصادی تذکر می‌دهند:</p>
<blockquote><p>«با این امر مهم وحیاتی نباید به گونه ی شعاری تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود. به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد. به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند.» &#8211; <a href="http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&amp;id=2107">پیام هشت ماده‌ای رهبر انقلاب به سران قوا در مبارزه با فساد اقتصادی &#8211; 1380/2/10</a></p></blockquote>
<p>اما نظام قضائی کشور باید حسن نیت خود را در بر خورد &#8220;برابر&#8221; با همه‌ی شهروندان نظام اسلامی نیز ثابت کند. به عبارت دیگر باید مردم به وضوح ببینند، مجرمین خرد همان‌قدر مورد خشم قرار می‌گیرند که مسئولین متخلف. در بخش دیگر این پیام، رهبر انقلاب به شدت در این خصوص هشدار می‌دهند:</p>
<blockquote><p>«در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهاد نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد. » &#8211; <a href="http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&amp;id=2107">همان</a></p></blockquote>
<p>حال جای این سوال باقی می‌ماند که اگر سابقه‌ی مدیران ما در این 30 سال این‌قدر پاک و بدون غش بوده‌است که افکار عمومی ملت خاطره‌ی یک مبارزه‌ی جدی با مدیر متخلف را در ذهن ندارد، چه لزومی داشت رهبر انقلاب چنین پیام صریحی را خطاب به روسای قوای سه‌گانه ارسال کنند؟</p>
<div id="attachment_74" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-20342461.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-74" title="آتش در دل" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-20342461-150x150.jpg" alt="آتش در دل" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">پس از شهید بهشتی، &quot;قضاوت&quot; مهم‌ترین معضل نظام بوده‌است. معضلی که آتش در در قلب دوستاران انقلاب افروخته‌است.</p></div>
<p>اگر <a href="http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&amp;id=2107">فرمان هشت ماده‌ی</a> رهبر انقلاب را بتوان به عنوان مهم‌ترین ماموریت دستگاه قضائی در 8 سال گذشته محسوب کرد، به جرات می‌توان ادعا کرد، <a href="http://www.dadiran.ir/tabid/2459/Default.aspx">دست‌آورد‌های</a> 10 ساله‌ی آیت الله شاهرودی مناسبت چندانی با این فرمان ندارد. به نظر من عنوان کردن &#8220;نگاه اصلاحی به زیر‌ساخت‌های قضاوت&#8221;  تنها توجیهی سطحی است بر پوشاندن آن‌چه من به آن می‌گویم &#8220;نگاه حد اقلی به قضاوت&#8221;. به نظر می‌رسد اقدامات قوه‌ی قضائیه در زمان تصدی آقای شاهرودی (با اغماض) در حد انجام مینیمم‌های یک مدیر قضائی است، نه یک عملکرد جهادی و پیگیر و جدی برای انجام وضایف محوله.</p>
<p>جدای آن‌که قوه‌ی قضائیه هنوز نتوانسته چهره‌ی ای &#8220;قاطع&#8221;، &#8220;مورد اعتماد&#8221; و &#8220;با عملکرد برابر در مواجهه با شهروندان&#8221; از خود به نمایش بگذارد، رسوائی‌هائی چون رسوایی شهرام جزایری موجب شده‌است تصویری کاریکاتوری از یکی از ارکان سه‌گانه‌ی نظام اسلامی در اذهان مردم نقش ببندد.</p>
<h4>دهه‌ی چهارم انقلاب؛ روی‌کرد جدی به قانون</h4>
<p>به نظر من، 5 ساله‌ی آغازین دهه‌ی چهارم انقلاب را باید  از طرفی وقف نهادینه کردن <a href="http://doodinghouse.wordpress.com/2009/06/22/ghaanoon-taarof/">روی‌کرد جدی به قانون</a>، و از طرف دیگر،  پیگیری جدی مبارزه با فساد کلان اقتصادی در جهت از میان برداشتن گلوگاه‌های نا‌مشروع اقتصادی و مبادی تاثیر گذار بر تصمیمات سیاسی کرد. چرا که سال‌های آینده، ج. ا. لاجرم باید تصمیم‌های مهمی در خصوص مواجهه با اقتصاد جهانی و روابط به شدت موثر‌تر سیاسی اتخاذ کند که نیازمند نظام تصمیم‌گیر &#8220;شفاف&#8221; و &#8220;به دور از لابی‌های نا مشروع نهاد‌های قدرت &#8211; ثروت&#8221; است.</p>
<div id="attachment_82" class="wp-caption alignright" style="width: 195px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/A5DD9351-8250-48AE-84B4-CF3C386B7D94_mw800_s-300x225.jpg"><img class="size-full wp-image-82" title="محمد صادق لاریجانی" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/A5DD9351-8250-48AE-84B4-CF3C386B7D94_mw800_s-300x225.jpg" alt="42-15441643" width="185" /></a><p class="wp-caption-text">آیت الله محمد صادق لاریجانی؛ هم اکنون عضو مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان قانون اساسی است.</p></div>
<p>اما باید دید  قاضی القضات آینده‌ی نظام اسلامی چقدر می‌تواند در این زمینه تاثر گذار باشد. آن‌طور که مشخص است، <a href="http://www.majlesekhobregan.ir/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=604&amp;Itemid=39">آیت الله محمد صادق اردشیر لاریجانی</a>، شخصیتی است که برای تصدی مقام ریاست قوه‌ی قضائیه برای 5 سال آینده انتخاب شده است. (این خبر تا کنون تکذیب یا رد نشده است.)</p>
<p>محمد صادق لاریجانی دارای ویژگی‌هایی است که امید‌های فرزندان انقلاب را به تحول جدی در سیستم قضائی تقویت می‌کند. وی هنوز وارد 50 سالگی نشده‌است. همانند دو برادر دیگرش زبان صریح و بدون پرده‌ای دارد. چهره‌ی <a title="به عنوان مثال این گزارش را بخوانید." href="http://hozehnameh.blogfa.com/post-37.aspx">پیش‌رو</a> و نوآوری در حوزه‌ی علمیه شناخته می‌شود. از اولین منتقدین نظریه‌ی &#8220;قبض و بسط تئوریک شریعت&#8221; دکتر سروش بوده است و مهم‌تر از همه آن‌که در کنار پژوهش‌های فلسفی فراوان، یک چهره‌ی اخلاق‌گرا محسوب می‌شود. (<a href="http://www.noormags.com/View/Creator/CreatorArticles.aspx?creatorId=8879">تعدادی از تالیفات</a>)</p>
<p>باید منتظر ماند و دید که چه پیش خواهد آمد؛ اگر چه هیچ کس برای انقلاب اسلامی چون آیت الله بهشتی نخواهد شد اما چاره‌ای نداریم به رجال حال حاضر کشور اعتماد کنیم و امیدوار بمانیم. فاصله‌ی دستگاه قضائی نظام اسلامی با الگوی علوی، از دیگر دستگاه‌های حکومتی بسیار بیشتر است و این تلاش جدی‌تری را طلب می‌کند.</p>
<p>امیدوارم محمد‌صادق لاریجانی (یا هر شخصی که در این جایگاه منصوب خواهد شد) بتواند دوشادوش رئیس جمهور احمدی نژاد، در مبارزه با فساد و از میان برداشتن نقاط &#8220;هرز دهنده‌‌ی انرژی&#8221; و &#8220;کند کننده‌ی سرعت تصمیم گیری&#8221; در نظام اسلامی حرکت جدی و موثر داشته باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/627/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در توشیح پست‌مدرنیزم</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/474</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/474#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Feb 2009 05:28:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=474</guid>
		<description><![CDATA[دکتر شریفی روی وایت‌برد می‌نویسد: «بارز‌ترین مشخصه‌ی پست‌مدرنیزم بحران‌های گوناگون است. به عنوان مثال، در حوزه‌ی بحران‌های تکنولوژیک می‌شود به افزایش جمعیت، تهدید محیط زیست، مسخ شدن در ماشین، جنگ و سلاح اتمی اشاره کرد.» دانشجویان دکتر شریفی روی کاغذ می‌نویسند: «بارز‌ترین مشخصه‌ی پست‌مدرنیزم بحران‌های گوناگون است. به عنوان مثال، در حوزه‌ی بحران‌های تکنولوژیک می‌شود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دکتر شریفی روی وایت‌برد می‌نویسد: «بارز‌ترین مشخصه‌ی پست‌مدرنیزم بحران‌های گوناگون است. به عنوان مثال، در حوزه‌ی بحران‌های تکنولوژیک می‌شود به افزایش جمعیت، تهدید محیط زیست، مسخ شدن در ماشین، جنگ و سلاح اتمی اشاره کرد.»</p>
<p>دانشجویان دکتر شریفی روی کاغذ می‌نویسند: «بارز‌ترین مشخصه‌ی پست‌مدرنیزم بحران‌های گوناگون است. به عنوان مثال، در حوزه‌ی بحران‌های تکنولوژیک می‌شود به افزایش جمعیت، تهدید محیط زیست، مسخ شدن در ماشین، جنگ و سلاح اتمی اشاره کرد.»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/474/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انحلال پارلمان و آن‌چه مدل حکومتی ما به آن آغشته است &#8211; ۲</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/583</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/583#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Feb 2009 20:37:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=583</guid>
		<description><![CDATA[در یادداشت قبلی به مسئله‌ی «انحلال پارلمان در نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران» پرداختم. اهمیت طرح این موضوع در رابطه‌ی مهم میان این مسئله و نوع مدل حکومتی ما نهفته‌است. اگر قصد و منظور قانون‌گذار از سکوت در قبال انحلال مجلس توسط ولی‌فقیه یا رئیس‌جمهور مشخص شود، بخش مهمی از نقاط مبهم در خصوص نوع [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در یادداشت قبلی به مسئله‌ی «<a href="../1387/12/03/1/" target="_blank">انحلال پارلمان در نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران</a>» پرداختم. اهمیت طرح این موضوع در رابطه‌ی مهم میان این مسئله و نوع مدل حکومتی ما نهفته‌است. اگر قصد و منظور قانون‌گذار از سکوت در قبال انحلال مجلس توسط ولی‌فقیه یا رئیس‌جمهور مشخص شود، بخش مهمی از نقاط مبهم در خصوص نوع مدل حکومتی در جمهوری اسلامی ایران، شفاف می‌شود.</p>
<p style="text-align: center;">…</p>
<div class="box2" style="padding: 10px ! important; width: 60px ! important;">
<h1>1</h1>
</div>
<p>همان‌طور که قبلا هم بیان شد، مجلس به دلیل چینش منطقه‌ای و قدرت متکثری که دارد، معمولاً مناسب‌ترین محل برای رقابت سیاسی احزاب مختلف یک کشور است. به همین دلیل همواره پتانسیل لازم برای دامن زدن به بحران‌های سیاسی را دارد.</p>
<div id="attachment_585" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-18115594.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-585" title="مجلس مناسب‌ترین محل برای رقابت احزاب است. از این رو، پتانسیل مناسبی برای بحران زائی سیاسی دارد." src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-18115594-150x150.jpg" alt="مجلس مناسب‌ترین محل برای رقابت احزاب است. از این رو، پتانسیل مناسبی برای بحران زائی سیاسی دارد." width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">مجلس مناسب‌ترین محل برای رقابت احزاب است. از این رو، پتانسیل مناسبی برای بحران زائی سیاسی دارد.</p></div>
<p>اما در کشور ما شرایط متفاوتی حاکم است. فقدان احزاب قوی و فاصله‌ی زیاد میان احزاب با بدنه‌ی جامعه باعث شده‌است روی‌کرد مردم به احزاب همواره با شک و تردید همراه باشد و به عمل حزبی نیز به چشم اتلاف انرژی نگاه شود. به همین دلیل پتانسیل بحران‌زائی سیاسی در مجلس ما بسیار کم‌تر از دیگر کشور‌هاست. با این حال، در موارد گوناگون شکل‌گیری بحران سیاسی در مجلس، نظام ترجیح داده‌است از طرق مختلف از جمله احکام حکومتی یا اهرم شورای نگهبان به حل و فصل ماجرا بپردازد و اختلاف‌های اساسی میان قوه‌ی مجریه و مجلس را از طریق عقلانیت مجلس تشخیص مصلحت داوری کند.</p>
<p>به عبارت دیگر، در کشور ما، بحران‌های سیاسیِ پارلمانی نه از طریق انحلال مجلس، که از طریق خارج کردن موضوع از دستور کار (یا وتو) به روش‌های گفته شده صورت می‌گیرد. (توانایی وتو یا پیشنهاد خروج موضوع از دستور کار مجلس در برخی دیگر از نظام‌های حکومتی در کنار انحلال پارلمان وجود دارد. یعنی در کشور ما به نیمی از این اهرم قناعت شده‌است.)</p>
<p>البته هستند کسانی که معتقدند، سکوت قانون در خصوص انحلال مجلس، صرفاً حاصل شرایط سیاسی وقت (ارتحال حضرت امام (ره) و جو ملتهب سیاسی کشور) و برای جلوگیری از تشدید بحران سیاسی در مجلس بوده‌است.</p>
<div style="clear: both; margin-bottom: 6px; text-align: center;">…</div>
<div class="box2" style="padding: 10px ! important; width: 60px ! important;">
<h1>2</h1>
</div>
<p>دلیل دیگری که در کنار مورد قبل، اغلب از آن یاد می‌شود، ترس از اجتماع قدرت سیاسی در دست رئیس‌جمهور است. در مقابلِ پارلمان که انکثار قدرت و پراکندگی رای در آن وجود دارد و گذشته از آن، توصیه پذیر نیز هست، در قوه‌ی مجریه، تصمیمات توسط یک نفر گرفته می‌شود و ما شاهد بروز یک قدرت متمرکز هستیم. (رئیس‌جمهور هیات وزیران را منصوب می‌کند.) به همین دلیل، برای جلوگیری از تمرکز قدرت مطلق در دستان رئیس دولت، انحلال پارلمان از حیطه‌ی اختیارات وی حذف شده‌است.</p>
<div style="clear: both; margin-bottom: 6px; text-align: center;">…</div>
<div class="box2" style="padding: 10px ! important; width: 60px ! important;">
<h1>3</h1>
</div>
<p>برخی نیز از دلایل اخلاقی سخن به میان می‌آورند. ایشان معتقدند نوع رقابت تعریف شده در دستور زبان سیاسی کشور ما، ایجاب می‌کند از تشکیل هرگونه تقابل جدی و اختلاف شدید میان قوا جلوگیری شود. به عبارت دیگر، رقابت سیاسی ایده‌آل از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، رقابت دوستانه و برادرانه است که بین انسان‌هایی با هدف یک‌سان شکل بگیرد. آدم‌هایی که به خاطر حضور عنصر دین در تعریف روابط میان قوا، لزوما به یک مدل اقتصادی، یک مدل نگاه به مردم و یک مدل اخلاقی معتقد هستند.</p>
<p>و چون در عمل، هیچ‌وقت چنین تفاهمی میان مسئولین کشور رخ نداده‌است، نظام سعی کرده با تمسک به ابزار‌هایی، از وقوع تقابل جدی قوا با یکدیگر جلوگیری کند. به همین دلیل، به موضوع انحلال مجلس به عنوان یک موضوع تشنج آمیز نگاه شده‌است. (در کنار صورت ظاهری استیضاح رئیس‌جمهور که نشان از اجماع ملت بر عدم کفایت وی دارد، انحلال پارلمان بیشتر یک تصمیم شخصی توسط رئیس‌جمهور دانسته می‌شود.)</p>
<p>از این رو، بیم ایجاد بحران حاد سیاسی در کشور باعث شده مجلس خبرگان قانون اساسی از این موضوع، بدون هیچ اظهار نظری عبور کند.</p>
<div class="box2" style="padding: 10px ! important; width: 60px ! important;">
<h1>4</h1>
</div>
<p>اما آخرین موضوعی که در این ارتباط مطرح می‌شود نوع تقسیم قدرت در جمهوری اسلامی ایران است. به نظر می‌رسد تدوین‌کنندگان قانون اساسی اگرچه به تفکیک قوا معتقد بوده‌اند، اما هرگز نخواسته‌اند برابری کامل قدرت میات سه قوه بر قرار کنند.</p>
<p>از طرفی به دلیل حضور عنصر ولی‌فقیه در راس هرم قدرت و نیز آن‌چه در بند دوم ذکر شد، با صلب بخش عمده‌ای از قدرت اجرایی از رئیس دولت و تفویض آن به ولی فقیه (مانند فرماندهی قوای نظامی، تعیین خط مشی کلی کشور، عفو و بخشش مجرمین و …) قوه‌ی مجریه عملاً از موضع برتری اجرایی خارج و در سایه‌ی قدرت رهبری قرار گرفت و از دیگر سو، با تعبیه‌ی حق استیضاح (و دادن رای عدم کفایت سیاسی به رئیس‌جمهور) به مجلس، پارلمان در جایگاه برتری نسبت به دولت قرار گرفت.</p>
<div style="float: left; margin-right: 10px;"></div>
<div id="attachment_584" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-20917383.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-584" title="به نظر می‌رسد واقعاّ «مجلس در راس امور است»" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/42-20917383-150x150.jpg" alt="به نظر می‌رسد واقعاّ «مجلس در راس امور است»" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">به نظر می‌رسد واقعاّ «مجلس در راس امور است»</p></div>
<p>از این رو برخی معتقد هستند، قدرت اصلی سیاسی کشور در دستان پارلمان قرار گفته است. چه آن‌که ساختار سیاسی اولیه‌ی کشور نیز، مبتنی بر حضور نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور به طور همزمان بود.</p>
<p>اگر چه هر کدام از 4 مورد فوق می‌تواند در تصمیم‌گیری قانون‌گذار برای دادن یا ندادن حق انحلال مجلس به قوه‌ی مجریه موثر بوده‌باشد، اما به نظر می‌رسد از آن‌جا که نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه‌ی مدل پارلمانتاریستی تحت نظر ولی فقیه پایه‌گذاری شده‌است، تفویض حق انحلال پارلمان به رئیس‌جمهور خلاف روح کلی تقسیم قدرت در نظام جمهوری اسلامی بوده و از آن جلوگیری شده‌است.</p>
<p>بحث انحلال مجلس، بیشتر فتح بابی برای پرداختن به یک موضوع مهم‌تر در خصوص نحوه‌ی تقسیم قدرت در نظام جمهوری اسلامی ایران است. بحث در این خصوص را به یادداشت آینده موکول می‌کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/583/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انحلال پارلمان در جمهوری اسلامی ایران</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/577</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/577#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2009 09:02:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=577</guid>
		<description><![CDATA[در اکثر (قریب به اتفاق) مدل‌های حکومتی جاری در دنیا، آن‌جا که پارلمان به عنوان نهاد قانون‌گذاری (یا به طور هم‌زمان محل رقابت قدرت‌مند‌ترین احزاب) در فرایند‌های سیاسی کشور نقش دارد، انحلال مجلس نیز در قانون اساسی پیش‌بینی شده‌است. (یا دست کم توان وتوی مصوبات آن برای رئیس دولت در نظر گرفته‌ شده‌است.) این مسئله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در اکثر (قریب به اتفاق) مدل‌های حکومتی جاری در دنیا، آن‌جا که پارلمان به عنوان نهاد قانون‌گذاری (یا به طور هم‌زمان محل رقابت قدرت‌مند‌ترین احزاب) در فرایند‌های سیاسی کشور نقش دارد، انحلال مجلس نیز در قانون اساسی پیش‌بینی شده‌است. (یا دست کم توان وتوی مصوبات آن برای رئیس دولت در نظر گرفته‌ شده‌است.)</p>
<p>این مسئله یا جزء اختیارات رئیس‌کشور (نخست وزیر یا رئیس‌جمهور) در مواقع بحرانی قرار داده‌شده‌است و یا به صورت یک حق عادی و در کنار دیگر اختیارات وی منظور شده‌است.</p>
<p>معمولاً استدلال پشت این مسئله هم حفظ اصل «اقتدار» نظام حاکم است. به عبارت دیگر آن‌جا که بیم فروپاشی نهاد‌های اجتماعی و پایه‌های حکومت برود، برای متمرکز نمودن قدرت اجرائی با حق تقنین (و حتی حق قضا) چنین فرایندی پیش‌بینی شده‌است.</p>
<p>گذشته از آن‌که انحلال پارلمان در قانون اساسی اولیه‌ی ج. ا. ایران لحاظ نشده‌بود، در مرحله‌ی بازنگری قانون اساسی نیز این موضوع به خواست رهبر انقلاب اسلامی از دستور خارج شد. به عبارت دیگر، قوانین موضوعه‌ی کشور عملاً در خصوص «انحلال پارلمان» سکوت اختیار کرده‌اند.</p>
<p>با این حال، برخی با اتکا به حیطه‌ی اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی و خصوصاً این‌که قانون‌گذار قوای سه‌گانه را تحت نظر ولی فقیه دانسته‌است (اصل 57)، نه تنها در این مورد، که در موارد متعدد دیگر نیز این حق (انحلال مجلس قانون‌گذاری) را از حقوق ولی فقیه بر شمرده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_578" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><a href="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/254.jpg"><img class="size-full wp-image-578" title="فکر کنم بعد پارلمانتاریستی جمهوری اسلامی ایران بر بعد ریاستی آن بچربد. این‌طور نیست؟" src="http://pat.riot.ir/wp-content/uploads/2009/06/254crapped.jpg" alt="فکر کنم بعد پارلمانتاریستی جمهوری اسلامی ایران بر بعد ریاستی آن بچربد. این‌طور نیست؟" width="400" /></a><p class="wp-caption-text">فکر کنم بعد پارلمانتاریستی جمهوری اسلامی ایران بر بعد ریاستی آن بچربد. این‌طور نیست؟</p></div>
<p>پیش از آن‌که درباره‌ی چرایی فقدان چنین اختیاری در نظام حکومتی جمهوری اسلامی بپردازم برایم مهم است نظر شما را بدانم.</p>
<p>آیا نبود این مسئله نشانه‌ی اهمیت نماینده‌گان مجلس به عنوان نماینده‌ی مستقیم مناطق مختلف کشور است؟ (در این صورت چرا عزل رئیس قوه‌ی مجریه به عنوان نماینده‌ی اکثریت کشور در قانون پیش‌بینی نشده‌است؟) یا این موضوع صرفاً اقتضای یک نظام پارلمانی است؟ (به نظر می‌رسد بعد پارلمانتاریستی نظام حکومتی ما بر بعد ریاستی آن می‌چربد.)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/577/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

