<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; مصلح سخن می‌گوید</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/blog/category/holy-jihad/society/righter-is-talking/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 18:09:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>یک جلسه‌ی کاملاً فنی!</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/193</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/193#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 23:06:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌راهه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/?p=193</guid>
		<description><![CDATA[می‌گوید : « در جلسه‌ی فنی‌ای که عصر دیروز در کافی‌شاپ روبروی دانشگاه داشتیم،‌ به این نتیجه رسیدیم که علایق مشترکی که داریم، باعث می‌شود، مسابقات ACM عرصه‌ی مناسبی باشد برای ما &#8211; من و او &#8211; تا قابلیت‌های نهفته‌مان را شکوفا کنیم» گفتم : «عجب!»]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a title="برای مشاهده‌ی تصویر در اندازه‌ی حقیقی کلیک کنید" href="http://pro.corbis.com/images/42-17076632.jpg?size=572&amp;uid={b8256464-2afb-4942-8758-15dd9b040307}" target="_blank"><img class="alignleft" style="float: left; border: 1px solid black; margin: 10px; padding: 10px;" src="http://pro.corbis.com/images/42-17076632.jpg?size=572&amp;uid={b8256464-2afb-4942-8758-15dd9b040307}" alt="" width="166" /></a>می‌گوید :</p>
<p>« در جلسه‌ی فنی‌ای که عصر دیروز در کافی‌شاپ روبروی دانشگاه داشتیم،‌ به این نتیجه رسیدیم که علایق مشترکی که داریم، باعث می‌شود، مسابقات ACM عرصه‌ی مناسبی باشد برای ما &#8211; من و او &#8211; تا قابلیت‌های نهفته‌مان را شکوفا کنیم»</p>
<p>گفتم : «عجب!»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/193/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرخش از فقه به عرفان</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/164</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/164#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Oct 2007 14:38:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1386/08/06/feqh-rfan/</guid>
		<description><![CDATA[به بهانه‌ی برگزاری همایش دین و مدرنیته و مصاحبه‌ی شهروند امروز با سارا شریعتی. خانم شریعتی به حق هشدار می‌دهد: «آدرس غلط ندهیم!» یکی از مسائلی که چندی است به صورت جدی در محافل روشنفکری دینی مطرح و پیگیری می‌شود، فرایند دو مرحله‌ای «نقد فقه و روحانیت» و «چرخش به عرفان، معنویت و مثنوی» است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه‌ی برگزاری همایش دین و مدرنیته و مصاحبه‌ی شهروند امروز با سارا شریعتی. خانم شریعتی به حق هشدار می‌دهد: «آدرس غلط ندهیم!»</p>
<p>یکی از مسائلی که چندی است به صورت جدی در محافل روشنفکری دینی مطرح و پیگیری می‌شود، فرایند دو مرحله‌ای «نقد فقه و روحانیت» و «چرخش به عرفان، معنویت و مثنوی» است.</p>
<p>از سوی دیگر مدعیان روشنفکری معتقد هستند نقد و به چالش کشیدن اصل دین و عدم قائل شدن به تقدس برای ارزش‌های دینی به پشتوانه‌ی «هیچ چیز در نظر روشنفکر مقدس نیست» جزء غیر قابل انفکاک از این مباحث است.</p>
<p>اما در جامعه‌ای به شدت تحت تاثیر دین، چون جامعه‌ی ما، آیا نقد «متون مقدس» به سادگی در میان جامعه‌ی هدف، نفوذ خواهد کرد؟ یا به نحوی با پس‌زدگی ِ جمعی مواجه خواهد‌شد؟ روشنفکر دینی چندی است به این نتیجه رسیده‌است ، تا زمانی که جامعه پایبندی حداکثری به دین و مبانی آن دارد و مهم‌تر از آن، دین خود را از فقه و مجتهد طلب می‌کند، نفوذ گفتمان روشنفکری و اصلاح اجتماعی مورد نظر آن، کوچکترین توفیقی نخواهد یافت.</p>
<p>بدین سان، «نقد فقه و روحانیت» هیچ‌گاه از دیالوگ روشنفکر جدا نمی‌شود. کنار گذاشتن فقه به مثابه‌ی منشاء جوشش معارف دینی در یک جامعه‌ی غیر دینی به قدر کافی راه را برای حضور روشنفکر در عرصه‌ی اجتماعی باز می‌کند. اما  یک محیط و جامعه‌ای چون ایرانِ امروز که دین از منظر انصاف و واقع بینی در تک‌تک شئون آن حضور دارد، حتی پیش از آغاز فرایند نقد فقه،جایگزین مناسب برای آن را به شدت طلب می‌کند.</p>
<p>این جاست که فاز دوم آماده‌ کردن چامعه برای پیاده‌سازی حاصل گفتمان روشنفکری کلید می‌خورد و طرح «عرفان، معنویت و مثنوی» به عنوان بهترین و مناسب‌ترین گزینه‌ی مورد نظر روشنفکر، آغاز می‌شود.</p>
<p>نکته حائز اهمیت آن‌که «عرفان، معنویت و مثنوی»  هیچ‌گاه زاییده‌ی گفتمان روشنفکری نبوده‌است و به دلیل وابستگی ماهوی به نهاد دین، اجتهاد و فقه به عنوان چشمه‌ی جوشان معارف اللهی، همواره از عرفان به عنوان وصله نچسب روشنفکری &#8211; ولو دینی &#8211; یاد‌ می‌شود. اما عرفانی که روشنفکری به آن نیاز دارد، یقینا عرفانی است مستحل و فراوری شده!. پس در ادامه‌ی این یادداشت، مراد از «عرفان، معنویت و مثنوی» آنی است که روشنفکر تعریف می‌کند.</p>
<p>اما چرا روشنفکر دینی، عرفان را به عنوان جایگزین فقه و مثنوی را به عنوان متن مقدس به بشر معرفی می‌نماید؟</p>
<ol>
<li>از آن‌جا که عرفانِ مورد نظر روشنفکر، اساساً بیشتر به جنبه‌ی شخصی زندگی توجه می‌کند، نیاز روشنفکر را به کم‌رنگ کردن حضور دین در عرصه‌ی اجتماعی و رویکرد حداقلی به دین را برآورده می‌سازد. بدین سان، زیر علم عرفان می‌توان به نحو مقتضی جدایی دین و حکومت را پیگیری کرد.</li>
<li>شاید مهم‌ترین دلیل آن‌که نفس جامعه‌ی بشریِ لذت محور، اسلام را مانع زندگی آسوده‌ی خود می‌بیند، حد و حصر جامعی است که دین به پشتوانه فقه و اجتهاد، برای بشر تعریف می‌نماید.پس عرفان با تعریف روشنفکریِ آن، که فاقد دستورات مشخص و جامع فقه در شئون مختلف زندگی بشر است، چندان راه را بر نیل به هوس‌های بشر نمی‌بندد و وجاهت و جاذبه لازم را برای جایگزینی به جای فقه دارد. انتخاب عرفان و تاکید بر اصالت «پاک بودن دل» ورای طهارت عمل، ویترین لازم را برای آئین نویِ روشنفکر ایجاد می‌کند.</li>
<li>وقتی کعبه‌ی دریافت دین از مجتهد به سمت عارف تغییر یابد، به دلیل فقدان قانون مدون یا اصول استنباط صحیح از متون مقدسِ نو (مثنوی)، «تعدد قرائت از دین» را مشروع و وجیه خواهند شد. تکثر گرایی در حوزه دین یا پلورالیزم دینی از شیرین‌ترین دستاورد‌های بشر غربی است که روشنفکر برای بنیان آرمانشهر خویش، کم یا زیاد، بدان نیازمند است.</li>
</ol>
<p>طرح مسئله‌ی فوق در این عصر، درماندگی روزافزون این گفتمان را در پاسخگویی عقلی و منطقی به چالش‌های پیش رویش نمایان می‌سازد. چرخش از عقل به احساس، توصیه به عرفان به جای تقوا، مشروعیت بخشیدن به برداشت دین از مثنوی &#8211; به عنوان قرآن ثانی (نعوذ بالله) &#8211; به جای اجتهاد در کتاب خدا و تفقه در حدیث، شکی باقی نمی‌گذارد که روشنفکری دینی در عصر حاضر بیش از پیش درمانده از حل و پاسخگویی عقلی به تناقضات تئوری‌های خویش است.</p>
<p>به نظر می‌رسد معضلات گریبانگیر روشنفکر، ریشه در غلط بودن گام نخست دارد. چه آن‌که کنار نهادن فقه و نقد اجتهاد به عنوان یگانه مسیر عقلانی و مشروع استنباط دین برای تضمین سعادت بشر، بنای نه‌چندان خوش ساخت! روشنفکری دینی را از پایبست ویران‌ خواهد‌کرد.</p>
<p>عنایت به این نکته که کم نبوده و نیستند متفکرانی که علی‌رغم اعتقاد به اولویت اصلاح و بازنگری در پارامتر‌های موثر در ساختمان جامعه‌ی امروز، هرگز از دین به معنای اصیل و حقیقی آن عبور نکرده‌اند.</p>
<blockquote><p>از سوی دیگر، اشتباه دیگر روشنفکر در ساز‌و‌کاری که برای اصلاح جامعه و بنای مدینه‌ی آرمانی تعریف کرده‌است، به این مسئله بر می‌گردد که تصور می‌کند صرفاً تغییر و تحول در اصول و فروع نظری جامعه‌شناختی به تغییر در باور‌های مردم می‌انجامد. به فرض که آقای روشنفکر فرمان بدهد الا یا ایها الناس! مثنوی را به جای قرآن &#8211; العیاذ بالله &#8211; و به عنوان کتاب مقدس بگیرید. آیا عوام و خواص الناس هم سمعاً و طاعتاً دست از باور‌های قلبی خویش برخواهند داشت؟</p></blockquote>
<p>در هر صورت، راه حل برون رفت جریان روشنفکری دینی از چاه ویل دوری از متن جامعه و عدم رابطه مستقیم با مردم، غوطه ور بودن در مباحث صرف نظری و ارائه تئوری‌های غیر کاربردی آن است که موضع خود را در قبال دین روشن کند. مسلمانان اشخاص را به نسبت ارادت قلبی‌شان به دین تکریم می‌کنند و دشمن دین خدا را دشمن خویش می‌پندارند. چه کسی از دشمن خویش انتظار اصلاح امت را دارد؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/164/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لزوم پی گیری انقلاب فرهنگی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/47</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/47#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2007 18:19:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=47</guid>
		<description><![CDATA[توجه : خوب ! ما دوباره متحد شدیم !!!  بعد از صحبت های زیاد به این نتیجه رسیدیم که برای حفظ اتحاد آن هم در این سال این کارانجام بشه . لکن مخالفت من با قضیه هک همچنان سر جاش هست . امید وارم در حوادث مشابه ( انشا الله که دیگر پیش نیاید )  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>توجه : خوب ! ما دوباره متحد شدیم !!!  بعد از صحبت های زیاد به این نتیجه رسیدیم که برای حفظ اتحاد آن هم در این سال این کارانجام بشه . لکن مخالفت من با قضیه هک همچنان سر جاش هست . امید وارم در حوادث مشابه ( انشا الله که دیگر پیش نیاید )  بیشتر حواسمان جمع باشد . از بقیه دوستان هم درخواست می کنم واسه احترام گذاشتن به اون خواهر عزیزمون و همچنین متحد بودن مقابل آن آقا !!!  و حامیانش  این کار رو انجام بدهند . ( انگار کمی گنگ نوشتم ! منظورم قرار دادن یا ندادن لوگوی اتحاد مجمع  بود . )</p>
<p>پیش گفتار ؛ یکی از شیوه هائی که در عرف تحرکات سیاسی شناخته شده است ، این گونه بیان می شود : « ابتدا حرکات کوچک شبه ایذائی انجام می شود تا عکس العمل طرف مقابل را بسنجند و بر پایه میزان تحرک و حساسیت حریف برای برنامه های بعدی برنامه ریزی می کنند »</p>
<p>گفتار ؛<br />
در هفته اخیر ۲ اتفاق مهم در عرصه دانشگاه های ما رخ داد . این وقایع اگرچه از لحاظ هدف و نوع انجام به کلی متفاوت بودند اما متاسفانه هر دو ، ضربه خود را دقیقا بر یک ناحیه از پیکره جامعه وارد کردند . در این پست قصد ندارم به بازگویی آنچه رخ داده است بپردازم . رسالت « شرح » اینگونه اقتضا نمی کند ! با یک نگاه کلی به این رویداد ها به یک نکته اساسی و مهم خواهیم رسید که مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران لازم است به آن توجه ویژه ای مبزول کنند . چنانکه انشا الله همین گونه خواهد بود .</p>
<p>پرده اول :</p>
<p>در حادثه ای که دانشگاه امیرکبیر عرصه آن بود ، طی اقدامی برنامه ریزی شده ، اصول کلی مبانی فکری نظام ج.ا.ا مورد هتاکی قرار گرفته اند . اما چیزی که بیش از این توجه مسئولین و دانشجویان را طلب می کند این است که چنین رفتار های ناجوان مردانه ای مسبوق به سابقه بوده اند . «&#8230;  این کار اولین باری نبود که توسط این نشریات و گروه های حامی آنان انجام می شد بلکه آنان توهین های مشابهی نیز پیش از این انجام داده بودند که مستندات آن را به صورت دقیق منتشر خواهیم کرد . [1] » به عنوان یک نمونه بد نیست به این جملات قدری دقیق تر نگاه کنید . «&#8230; ما تندترین مواضع را علیه خط قرمزهای نظام- از جمله انرژی هسته ای و مسئله فلسطین- گرفتیم، طوری نشد، کسی به سراغ ما نیامد&#8230; [۲] » به وضوح مشخص است که این افراد بارها آستانه تحمل نظام ( و یا دانشجویان ) را با بیاناتی !! از این دست سنجیده اند و فرار به جلوی شتابزده ایشان در این واقعه هم نشان از آن داشت که احتمال خروج از این آستانه را در ذهن داشته اند .<br />
در اینجا این سوال به وجود می آید که اگر در همان اولین اقدامات ، برخورد های مناسب و البته به جا از طرف مسئولین دانشگاه صورت می گرفت ، این گونه کارد به استخوان می رسید ؟</p>
<p>پرده دوم :</p>
<p>در واقعه ای که در پردیس هنر دانشگاه تهران رخ داد اگر چه اقدامی برنامه ریزی شده و مدون وجود نداشت ( یا لا اقل شاهدی بر این مدعا وجود ندارد ) لکن ، پیشینه و منش <a href="http://www.zarrinkelk.com/" target="_blank">زرین کلک</a> گویای این مطلب است که ایشان یک استاد به معنی انقلابی و اسلامی آن نیست . شاید به دیدی سکولار و تنها با تکیه بر دانش هنری ایشان ( البته هنر مادی &#8211; خالی از انگیزه های اللهی ) بتوان دلیل تدریس چنین موجودی را در دانشگاه تهران ( نماد تحصیلات عالی در ایران !! ) توجیه کرد .<br />
وقتی این حادثه بی شرمانه را در ذهن مرور می کنم ، به این نتیجه می رسم که در حوزه اندیشه و دانسته های این جناب !! چنین کاری نه تنها قبح ذاتی ندارد ، بلکه در راستای برقراری ارتباط نزدیک و صمیمی با دانشجو ، خیلی هم پسندیده است . به این نتیجه می رسم که شریعت در تصمیم گیری های این مرد ! هیچ نقشی ندارد . در نتیجه نه تنها در آن شرایط کاری را که می خواسته انجام بدهد زشت نمی پنداشته ، بلکه احتمالا هنوز هم احساس پشیمانی نمی کند . ( البته ممکن است به خاطر از دست دادن کرسی تدریس کمی ناراحت باشد )<br />
این نکته که در دانشگاه های ما ، وقتی سخن از اسلامی سازی فضا به میان می آید ( اگر بیاید ) تنها یک سری راهکار ها و برنامه های فرهنگی با محوریت اسلامیزاسیون !! دانشجویان در نظر قرار می گیرد ؛ حائز اهمیت است . در حالی که پاک بودن استاد ، به مراتب بر روی سلامت و کیفیت خروجی یک نظام آموزشی موثر است .</p>
<p>بد نیست یک خاطره کوچک از دوران تحصیل در دبیرستان را برایتان بیان کنم . یک معلم ریاضیاتی داشتیم ما ( خدا حفظش کند هر کجا که هست ) وقتی مسئله ای برای حل کردن به بچه ها می داد و کلاس در سکوتی زیبا فرو می رفت ؛ می آمد نزدیک نفرات جلوئی و با آنها خوش و بش می کرد . جک ! می گفت . نصیحت می کرد . در یکی از این میز گرد ها به من گفت : « شما گمان می کنید خودتان در آزمون ورودی شاخ غول را شکسته اید تا اینجا ثبت نامتان کنند . حال آنکه دبیران این مدرسه به مراتب از آزمون های سخت تری برای استخدام در اینجا عبور کرده اند . مدیرتان تنها به دنبال بهترین استاد برای هر درس نمی گردد . متعهد بودن این معلم در همان سطح برای ایشان مهم است &#8230;.[۳] »</p>
<p>در هر دوی این وقایع نوعی تسامح ( بخوانید بی توجهی ) به روندی که سالهاست ادامه داشته و اکنون گوشه ای از ثمرات فاسدش عیان گشته ، مشاهده می شود . در رابطه با اتفاق اول ، به نظر می رسد مسئولین وزارت علوم شجاعت لازم را برای برخورد قاطع با عناصر مفسد دانشگاه ندارند . البته در عملیات های هوچیگری [۴] که در هر اتفاق این آدم های عجیب !! ( عناصر فاسد ) انجام می دهند شکی نیست ، اما این بهانه خوبی برای جولان دادن به چینن عناصری نمی تواند باشد .<br />
در رابطه با اتفاق دوم هم بی توجهی و عدم برنامه ریزی کلان در این دو زمینه به وضوح مشاهده می شود . اولا پرورش استدان متعهد و کار آمد . ثانیا بهبود و ارتقای سطح اموزه های دینی در قشر خاصی از ایشان .<br />
البته شاید هم احترام و مقام اجتماعی والائی که یک مدرس در نظام عقیده ای ج.ا.ا دارد ( و باید داشته باشد ) مانع آن شده تا اوضاع و احوال اندیشه های دینی &#8211; اخلاقی استادان مورد بررسی و مرمت قرار بگیرد . اما فکر نمی کنم جمع میان این دو کار نا ممکنی باشد .<br />
در آخر نکته مهمی که می توانیم از این گفتار نتیجه بگیریم آن است که توجه جدی و همه جانبه به یک انقلاب فرهنگی در همه عرصه های علم آموزی بلاخص دانشگاه نیاز امروز جامعه علمی کشور ماست .</p>
<p>پاورقی :<br />
برای کسب اطلاعات بیشتر در باره نور الدین زرین کلک به بخش پایانی این مقاله مراجعه کنید [<a href="http://kayhannews.ir/860215/14.HTM#other1408" target="_blank">+</a>]<br />
[1] سید مهدی موسوی‌فراز مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در گفتگو با فارس بیان کرد. [<a href="http://rajanews.com/News/?9774" target="_blank">+</a>]<br />
[۲] روز نامه کیهان . مورخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۶ &#8211; یادداشت روز- حلاجی یک واقعه &#8211; سعدالله زارعی : « &#8230; یکی دیگر از افرادی که نوعا در فتنه ها نقش «فرماندهی پنهان» را دارد در جلسه ای کوچک گفت: «ما تندترین مواضع را علیه خط قرمزهای نظام- از جمله انرژی هسته ای و مسئله فلسطین- گرفتیم، طوری نشد، کسی به سراغ ما نیامد». آیا منظور او این نبوده که باید کار تندتری کرد تا اتفاقی بیفتد؟ آیا اهانت به پیامبر اعظم (ص) و سایر مقدسات نظام، آن «کار تندتر» نیست؟ &#8230;. » [<a href="http://rajanews.com/News/?9774" target="_blank">+</a>]<br />
[۳] « &#8230;. من استادی را می شناسم که در ماه مبارک رمضان ، بعد ازصرف ناهار به کلاس تشریف می آورد و هیچ ابائی هم ندارد از اینکه اظهار روزه خواری بکند . چنین فردی بهترین معلم در سطح استان برای فلان درس شماست . لکن آقای مدیر هیچ وقت به خودش اجازه نیم دهد همچین شخصی را بر سر کلاس های درس شما بگمارد &#8230;. » صحبت های زیبای دیگری هم داشت آقای سلیمانی . شاید به فراخور مطالب آینده باز هم برایتان گفتم . در این ایام که از معلمان نشان دارد چه خوب شد به یادش آوردم . از همین ترییبون !!! ارادت قلبیم را به ایشان اظهار می کنم !<br />
[۴] مثلا هر بار که یکی از این دانشجونما ها را به خاطر مسائل تحصیلی و یا بعضا اخلاقی می خواهند از دانشگاه اخراج کنند ، فوری شلوغ می کنند و اعتصاب غذا می کنند (البته بعد از صرف ناهار ) و &#8230;. که ای داد ! ای بی داد !! تحمل صدای مخالف را ندارید . انحصار طلبید . &#8230;. و متاسفانه بارها شاهد بوده ایم که دانشگاه در مقابل این هوچیگری وا داده است !!!!</p>
<p>پ.ن :<br />
این مدت خیلی سرم شلوغ شده . هزار تا کار و برنامه واسه خودم گذاشتم . ۷-۸ کیلو وزن کم کردم و تقریبا روزانه ۳-۴ ساعت می خوابم . خلاصه اگه کسی قیافه ام رو ببینه به شباهت فوق العاده ام با جماعت مردگان !!! صحه خواهد گذاشت . انصافا ، از روی برادری ، کمی &#8211; فقط کمی &#8211; برایم دعا کنید . کار سختی که نیست . همین الآن . همین حالا . منتظرم ها .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/47/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تنوع در پوشش اسلامی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/45</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/45#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Apr 2007 03:10:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=45</guid>
		<description><![CDATA[قصد ندارم اینجا درباره « لزوم » حجاب یا « چرائی » اون صحبت کنم ( همون بنویسم ) . به قول امیر حسین  « حجاب ، دستور صریح قرآن است » [۱] . اگر چه مردم در پذیرش اصل دین آزاد هستند [۲] ولی وقتی اسلام را انتخاب کنند باید دستورات اون رو اجرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قصد ندارم اینجا درباره « لزوم » حجاب یا « چرائی » اون صحبت کنم ( همون بنویسم ) . به قول<a href="http://www.webgasht.net/" target="_blank"> امیر حسین</a>  « حجاب ، دستور صریح قرآن است » [۱] .<br />
اگر چه مردم در پذیرش اصل دین آزاد هستند [۲] ولی وقتی اسلام را انتخاب کنند باید دستورات اون رو اجرا کنند . اگر هم غیر از دین مبین اسلام ، آئین دیگری رو انتخاب کردند ، چون در جامعه اسلامی زدگی می کنند باید مقررات وضع شده توسط اسلام رو رعایت کنند و علاوه بر این ، ملزم به پرداخت جزیه [۳] هم هستند !!<br />
اما در زمینه همین « رعایت حجاب » چند نکته رو لازم می دونم بیان کنم [۴] :</p>
<p>۱ &#8211; اگر به نماز جماعت به عنوان یک الگوی مدیریتی جامعه اسلامی نگاه کنیم ؛ که در اون ، اطاعت از امام و هماهنگی و &#8230; به مسلمانان آموخته شده ؛ باید اصل « رعایت حال اضعف مردم » رو هم در نظر بگیریم . در جامعه ما همه مردم در یک سطح از آگاهی های دینی نیستند و ایمانشون هم در یک حد نیست .<br />
درست است که من برای همسرم [۵] حجابی جز « چادر » رو نمی پسندم ، لکن « چادر » تنها حجابی نیست که حد اقل های پوشش مورد نظر اسلام رو رعایت کرده است .<br />
به نظر می آید جامعه اسلامی وظیفه داره به بخشی از خواسته های فطری بانوان اینگونه پاسخ بدهد که انواع مختلفی [۶] از پوشش رو ارائه کنه که در همه اون ها حداقل های حجاب اسلامی رعایت شده است و در کنار این مطلب از تنوع رنگ ، مدل و &#8230;. هم برخوردار باشند . [۷] ( به عنوان نمونه پوششی که خانم های لبنانی دارند ! ) .</p>
<p>۲ &#8211; در کنار ارائه انتخاب های مختلف برای یک خانم مسلمان ، همواره باید آموزش داده بشود که از نظر شرع مقدس ، بهترین و کاملترین نوع حجاب چیزی جز « چادر » نیست و نهایت مطلوب هم همین است .<br />
همراه با موارد مذکور در شماره (۱) که کارکرد کوتاه مدت دارند ، فعالیت های فرهنگی باید کلید بخورند به عنوان راهبرد طولانی مدت . نمونه های خوبی از کار فرهنگی رو در جامعه مشاهده می کنم که اگر چه از حجم و گستردگی کافی برخوردار نیستند ، لکن امید وار کننده اند . برای نمونه ، در یک برنامه تلویزیونی یکی از مسئولین ناجا که حوزه فعالیت اجتماعی داشت صراحتا اعلام کرد طبق آمار بدست آمده ، اگر حانمی بی وقت بیرون از منزل نبوده و حجاب او هم تحریک کننده نبوده هیچ گاه تعرضی نسبت به ایشون اتفاق نیافتاده است . به عبارت دیگر در هر کدام از مواردی که تعرضی نسبت به یک خانم انجام شده یا حجاب وی نا مناسب و تحریک کننده بوده است و یا در زمانی نا منسب از شب در معابر حضور داشته است .</p>
<p>۳ &#8211; البته در زمانی که جامعه ،  شرایط مناسب رو از نظر گسنرش و ایجاد تنوع در پوشش اسلامی مورد پذیرش در جامعه ، آماده کرده است ، اگر کسانی از فضای به وجود آمده قصد سوء استفاده داشته باشند باید با ایشون برخورد جدی صورت بگیرد .</p>
<p>۴ &#8211; حالا اینجا سوال مهمی که پیش می آید این است که در شرایط فعلی که با جامعه آرمانی طرح شده در این جستار ! تا حدودی فاصله دارد ، یا لا اقل تلاش های که در این زمینه انجام شده هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده ، آیا مسئولین حق برخورد با خاطیان رو دارند ؟<br />
قبل از پاسخ دادن به این سوال به ۳ « اشاره » ای که در ادامه خواهد آمد توجه کنید :</p>
<p>اشاره اول :<br />
یک مثال ؛ فرض کنید پدری به فرزندش می گوید هرچه بخواهی به خودم بگو تا برایت تهیه کنم . تو هم حق نداری از کس دیگری چیزی بگیری . ولی پدر قصه ما به تعهدش عمل نکند ( یا نتواند عمل کند ) و بعد که فرزند او از بیگانه نیازش را تهیه می کند ، پدر گرامی ! می خواباند بیخ گوش فرزندش ( که البته پسر است ! ) . آیا پدر مفروض ! حق چنین عملی را دارد ؟</p>
<p>اشاره دوم :<br />
درکنار اینکه  اضعف ایمانی مردم حق عمل به حداقل های مطرح شده توسط شارع مقدس رو دارند ، من ( و امثال من ) هم این حق رو دارم که از جامعه ای عاری از فساد ( یا با  دوز  فساد پائین تر !! ) بر خوردار باشم ( آن هم دقیقا در همین دهه جوانی و نوجوانی ) . این حق رو دارم که در خیابان های شهر ،  برخی صحنه ها ! و برخی چهره ها را نبینم .<br />
از طرفی حکومت اسلامی این وظیفه را دارد که جو عمومی جامعه را سالم نگه دارد تا فضا برای تحریک و تهییج انسان هائی که اتفاقا از نظر ما اضعف ایمانی هم هستند ، فراهم و مناسب نباشد .<br />
آیا برخورد با عوامل ( خواسته یا نا خواسته ) بر هم زننده سلامت اجتماعی حتی به عنوان یک راهبرد کوتاه مدت مشروعیت دارد یا نه ؟</p>
<p>اشاره سوم :<br />
توجه داشته باشید که در صورتی که حق برخورد با مظاهر فساد رو از حکومت اسلامی سلب !! کنید ، مواردی چون ممیزی کتاب ، سانسور فیلم ، برخورد با بد حجابی و &#8230; در عرصه فرهنگ ، دیگر موضوعیت پیدا نخواهند کرد .</p>
<p>حالا وقت آن رسیده که به پرسش مطرح شده در بند ۴ پاسخ بدهید . جمع بندی نظرات رو همراه با عقیده شخصی خودم به عنوان نتیجه این گفتمان ! در پست آینده منتشر خواهم کرد .</p>
<p>پاورقی :<br />
۱ &#8211; « ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنانت بگو، جلبابها (روسری های بلند) خود را بر خویش افکنند، که این کار برای این که آنها [ به عفت و حریت] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است؛ و خداوند همواره غفور و رحیم است.» سوره مبارکه احزاب . آ یه 59<br />
همچنین در سوره مبارکه نور آیه ۳۱ مفصلا در بحث حجاب بیان شده است .<br />
۲ &#8211; « &#8230; لا اکراه فی الدین &#8230; » سوره مبارکه بقرا ؛ آیه ۲۵۶<br />
۳ &#8211; جزیه : پولی که اقلیت های مذهبی مقیم در جامعه اسلامی موظف اند مانند مالیات بپردازند در عوض اینکه از امکامنات عمومی جامعه اسلامی بهره مند هستند و جان و مال و ناموسشان از تعرض بیگانه مصون خواهد ماند .<br />
۴ &#8211; قریب به اتفاق مطالب ذکر شده ، حاصل گفته های یک دوست فوق العاده عزیز است که در گفتگوی مفصلی که با هم داشتیم مطرح کرد . لکن ، در بعضی جا ها من چیزهائی رو بر اصل گفته های افزوده ام .<br />
۵ &#8211; لازم به ذکر است ایشون ( خانم بنده ) هنوز در « تقدیر » قرار دارند ؟!!!!!!!!<br />
۶ &#8211; در حال حاظر تنوع پوشش اسلامی در جامعه ما منحصر به « چادر » و « مانتو » است .<br />
۷ &#8211; تا اونجا که به یاد دارم ، تحت نظارت یکی از نمایندههای زن مجلس شورای اسلامی و با اتکا به تامین مالی مجلس شورای اسلامی ، کمیته ای برای طراحی لباس اسلامی &#8211; ایرانی تشکیل شد که نهایتا به برگزاری نمایشگاه لباس بانوان مسلمان منتهی شد . لکن به نظر حقیر ! اون چیزی نبود که مورد نظر مجلس و یا متخصصین فقه اسامی بوده است . دیگر اینکه اطلاع زیاد یندارم که فعالیت های این گروه همچنان ادامه دارد یا خیر .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/45/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هی پسر! این خبر رو شنیدی ؟</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/36</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/36#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Feb 2007 16:44:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=36</guid>
		<description><![CDATA[ق . ن : خیلی فکر کردم کدوم یکی از مطالبی که توی صف ایستادن واسه پست رو الان بنویسم که یه ربطی هم لا اقل به این ایام مبارک داشته باشه ، به نتیجه نرسیدم . این خبر رو شنیدی ؟  قصد ندارم بحث جامعه شناسانه ارائه بدهم چون در تخصصم نیست . فقط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ق . ن : خیلی فکر کردم کدوم یکی از مطالبی که توی صف ایستادن واسه پست رو الان بنویسم که یه ربطی هم لا اقل به این ایام مبارک داشته باشه ، به نتیجه نرسیدم .</p>
<p>این خبر رو شنیدی ؟  قصد ندارم بحث جامعه شناسانه ارائه بدهم چون در تخصصم نیست . فقط به عنوان یک شهروند عادی ، مخصوصا شهروند جامعه مجازی ، عواملی رو که فکر می کنم در گسترش ، تقویت و یا ایجاد شایعه در جامعه موثره بیان می کنم . به نظر من شایعه از نظرگاه هدف ایجاد ، دو نوع می تونه باشه  :<br />
اول : اساس ایجاد این نوع از شایعه  ها شوخی و یا مزاح !! هست  و صرفا به عنوان تفریح ایجاد میشه ( هوکس‌های اینترنتی معمولا از این دسته اند ) اگرچه گاها به صورت ناخواسته قدرت زیادی پیدا میکنن و معضل جدی هم ممکنه به وجود بیارن .<br />
دوم : شایعه هایی هستند که به عنوان بخش اساسی از جنگ روانی طرح ریزی می شوند . بر کسی پوشیده نیست که نوع دوم به دلیل هدف مند بودن و برنامه ریزی دقیق و فعالیت در راستای رسیدن به هدف توسط عوامل ایجاد ، خیلی می تونه واسه کسی که هدف قرار گرفته خطر ناک باشه . نمونه های اون رو در نزدیک انتخابات ها و دیگر فعالیت های مدنی متکی به توده مردم می شود مشاهده کرد .<br />
خوب ! حالا قصد دارم به صورت تیتر وار مواردی رو ذکر کنم که در تقویت یا ایجاد شایعات موثر هستند . ( ذکر این نکته رو لازم می دونم کهدر با توجه به دید جامع و قوی ای که نسبت به جوامع دیگر ندارم !! ، قصد ندارم کشورمون رو با جای دیگه مقایسه کنم  . فقط تا حدودی کلیات فضای جوامع مختلف رو در نظر می گیرم )<br />
یک : ارتباط گرم و نزدیکی که بین مردم ما وجود داره باعث میشه هرجا دو نفر به هم میرسند شروع کنن به صحبت از هر دری و بر خلاف اصول رایج در گریتینگ کشور های دیگه که معمولا صحبت ها راجع به مسائل عمومی مثل بحث مزخرف آب و هوا و &#8230;. است ( مطالبی که بشه راحت سر اون ها به تواق رسید و اختلاف نظری وجود نداشته باشه ) در کشور ما صحبت ها خیلی داغ تر از این حد هست و این باعث میشه یک خبر به سرعت در جامعه پخش بشه . خبری که  در شرایط آرمانی برای پخش سازمان یافته اون ممکن هست ماه ها زمان لازم باشه به لطف این ارتباط قوی و صمیمی در عرض چند روز در سراسر کشور پخش میشه و حتی می تونه اون رو از رادیو های برون مرزی هم بشنوی !!! ) با توجه به اینکه سود این رابطه نزدیک رو بین آدم ها بیشتر از ضررش می بینم به نظرم نباید این عامل رو حذف کرد . اگرچه عامل مهمی است در گسترش شایعه اما نباید اون رو از بین برد .<br />
دو : مورد بعدی جو  نا آرام کشور هست . ایران حد اقل در صد سال آخیر ( و حتی پیش از اون ) جو متلاطم و نا آرامی داشته . این باعث میشه یک خبر کوچک بر این موج سوار بشه و به چه ابر موضوعی که تبدیل نشه !!!! ( عجب ادبیاتی !!! ) چون تغییر و تحولات کوچک می تونه اثر بسیار زیادی رو بر زندگی و سرنوشت مردم در چنین جامعه ای داشته باشه ، طبیعتا حساسیت مردم نسبت به اون بالا میره و بر پایه دغدغه حقه ای که وجود داره اگر خبری حتی خیلی غیر محتمل بشنون نسبت به اون حساس میشن و برای مطمئن شدن از صحت و یا نادرستی اون ، نا خواسته اقدام به پخش اون میکنن . در مکمل بیشتر در این باره توضیح خواهم داد .<br />
سه : عامل بعدی که ارتباط مستقیمی با قدرت گرفتن یک شایعه داره ، میزان حساسیت اون موضوع هست . مسلما وقتی خبری در رابطه به زندگی روزمره مردم باشه حساسیت نسبت به اون بیشتر میشه ( مسائل روزمره البته منحصر به خوراک ، پوشاک و مسکن نیست  !!!!! ) با نظر به مورد دوم ، شایعات در مواردی که از حساسیت زیادتری برخوردار هستن ، قدرت و گسترش بیشتری پیدا می کنن .( مثل این شایع اخیر )<br />
چهار : اصولا شایعات در باره موضوعاتی که در هاله ای از ابهام قرار دارن خیلی بیشتر به وجود می آیند . به نظر من مهمترین عامل ایجاد یک شایعه نبود اطلاعات کافی در آن زمینه است . حالا ممکنه مورد اساسا محرمانه باشه و یا نه ، مربوط به زندگی شخصی افراد باشه . شفاف نبودن فضا در یک مبحث به شدت به ایجاد و تقویت یک شایعه در اون باره کمک می کنه .<br />
پنج : مورد بعد مربوط میشه یه یک عادت نا پسند اجتماعی و اون اینه که برخی دوست دارن خودشون رو مطلع نشون بدهند . یعنی واسه تفاخر یا هر چیز دیگه به مردم بگن که « بععععله !!!! یه مسائلی هم هست که نمیشه همه جا گفت !!!! به همه کس گفت . این چیزهائی رو که من دارم به شما می گم همه کس نمی دونن و &#8230;.. » خوراک این دسته از افراد خبرهای دسته اولی هست که خیلی هم درستی اون ها مهم نیست واسشون . همین که داغ باشه کافیه . خوب این افراد آگاهانه و یا نا آگاهانه اقدام به پخش این خبرها می کنن که در صد زیادی از اون ها رو هم شایعات در بر می گیرن .<br />
مکمل : برخی معتقد هستن که جو نا آرام یک جامعه ارتباط مستقیمی با میزان رفاه اجتماعی در اون جا داره . به این معنی که در کشور هائی که میزان رفاه بالا هست و تغییر و تحول های درون حکومتی تغییر عمده ای در زندگی روزانه مردم ایجاد نمی کنه ، مردم حساسیت کمتری نسبت به اینگونه مسائل نشون می دهند . انشا الله طی سالهای آینده با محقق شدن برنامه های مختلف توسعه اقتصادی کشور ، روز به روز از تلاطم و نا آرامی فضای عمومی کشور کاسته میشه . ( مثلا در بریتانیا !!!! با تغییر حزب حاکم از کارگر به اون یکی ( اسمش چی بود ؟!!! ) اگرچه تغییراتی زیادی در سیاست های حتی اقتصادی ایجاد میشه ولی چون تاثیری بر رفاه مردم نداره ، جماعت سرشون توی لاک خودشونه . حالا این خوبه یا نه !!! نمی دونم !! )</p>
<p>راهکار : با توجه به مواردی اندکی که ذکر شد ( چیزهای دیگه ای هم در نظرم بود که متاسفانه فعلا در دسترس نیستن . اگه یادم اومد ، الحاقیه می زنم !!! ) راه حل کوتاه مدتی واسه پایین آوردن ضریب نفوذ شایعه در کشور ( عجب اصطلاحی !! همین الان اختراع شد فکر کنم ) به نظرم نمی یاد . ولی در میان مدت کار های خوبی میشه انجام داد . مهمترین اون ها مثل همیشه فرهنگ سازی است (و البته سخت ترین اون ها هم هست ) باید در جامعه ،  خطری که می تونه یک شایعه ( در راستای هدف جنگ روانی ای که دنبال میشه ) داشته باشه رو جا انداخت !! یعنی به مردم نشون بدهیم که با نقل یک خبری که در صحت و سقم اون تردید دارن ، چه ضربه ای رو ممکنه به بدنه اجتماعی کشور  ( و امنیتی حتی ) وارد کنن .<br />
بد نیست این حدیث از رسول الله (ص) رو اینجا ذکر کنم : در دروغ گو بودن یک شخص همین کافی است که تا چیزی رو شنید ، آن را برای دیگران نقل می کند . (قریب به این مضمون ) این صحبت ارزشمند به قدر کافی گویا است . ( یادمون هست حتما که دروغ از گناهان کبیره است دیگه !!!! )<br />
حالا یه خاطره هم بگم از شهید مظلوم آیه الله دکتر بهشتی در همین رابطه ، که مطلبمون رو هم یکم حال و هوای انقلاب و این حرف ها داده باشم ( دیدی چقدر باحال وصلش کردم به این ایام ؟!!!! ) یه روز در اوج تهمت ها و شایعاتی که نسبت به آقای بهشتی وجود داشت یه خبرنگار میره پیش ایشون و میگه : حضرت آقا ! شایع شده که &#8230;.. همین جا آقای بهشتی حرف طرف رو قطع می کنن و میگن مگه نمی گی شایع شده ؟ پس لازم نیست نقلش کنی و هرچی طرف سعی میکنه نمی ذارن حرفش رو بزنه !!! (  اینه !!! درس طرز رفتار با خبرنگار رو اگه یه وقت مسئولی چیزی شدین بیایین پیش خودم بگذرونین یه ترم !!! )<br />
راهکار دیگه ای که خیلی میتونه مفید باشه با عنایت به مورد چهارم بیان میشه . نهادهایی که وظیفشون اینه که مراقب سلامتی فضای اجتماعی کشور باشن می تونن یه کار هوشمندانه انجام بدهند !!! در هر زمینه ای که بررسی ها شون نشون میده سطح شایعات از یک حدی فراتر هست بیایند و شفاف سازی بکنن . اطلاعات لازم رو در سطح جامعه منتشر کنن . البته لازمه که این کار به صورت نا محسوس باشه تا پس زدگی نداشته باشه . یعنی به صورت کاملا عادی سطح آگاهی عمومی رو در اون زمینه افزایش بدهند که این باعث میشه به صورت طبیعی هدف اون شایعه ناکام بمونه . بدون هیچ زور و خشونتی و بگیر و ببند و   ف ی ل ت ر   و توقیف !!!!  آرام آرام !!!! (البته این کار نیاز به گوشهای تیز و عیون ! تیزبین داره که مرتب اتمسفر جامعه رو رسد کنن )</p>
<p>خوب ! دیگه خیلی شد . بسه . بریم سراغ بعد نوشت ها !!!</p>
<p>ب.ن :<br />
۱ ) کفم برید از این لینک (<a href="http://linkdump.blogard.com/url/11072" target="_blank">+</a>) تویه دو سه روز این همه آدم دیدنش . فکر کنم به خاطر تیترش بود !!! (ویرایش : طی اتفاقی عجیب این لینک از بلاگرد حذف شد . حالا دوباره گذاشتم اما کانترش صفر شده !!! )<br />
۲ ) هماهنگی برای ختم قرآن برای مادر مرحوم برادر جوزدانی<a href="http://ya-hay.blogfa.com/" target="_blank"> اینجا</a> . اگر هم فرصت ندارین لا اقل یه حمد و سوره &#8230;..<br />
۳ ) بالاترین ف ی ل ت ر شد. اولش فکر کردم اشتباه شده ولی انگار کار جدیه . کار قشنگی نبود . اگه یک نگاه از اول تاسیسش تا حالا بیندازید می بینید کلی فضایش تغییر کرده بود . بچه های ما هم فعالیت خوبی راه انداخته بودن توش . اگه مسئولین امر کمی دندون میگذاشتن سر جیگر کار به نفع خودمون تموم می شد ولی حیف !!! تازه از این هم که بگذریم ،  بالاترین که از خودش مطلب نمی ذاره . همش لینکه . حالا اگه چیزی خلاف امنیت ملی و &#8230; ا باشه باید اصل مطلب ف ی ل ت ر بشه نه بالاترین  . حتما استدلال می کنن جمع کردن این همه لینک مضر خیلی مضره !!!! (ویرایش اول شهریور 1386 : حالا که یک نیگا به روند بالاترین می اندازم می فهمم مسدود کردنش در اون روزها همچین کار بیخودی هم نبوده ! )<br />
۴ ) این بحث آفت مداحی هم فکر کنم چند ماه پیش با اون خبر فیلم مشکوک شروع شد . <a href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=pasdaran.persianblog.ir&amp;postid=5492900" target="_blank">پاسداران</a> چیز های خوبی نوشت . اخیرا هم که بعد از وارد شدن صدا و سیما در این عرصه و  اعتراض گروهی از عزیزان مداح (<a href="http://www.rajanews.com/News/?5329" target="_blank">+</a>)  فکر کنم ، دوباره بحثش این ور (<a href="http://hezbollahi.mihanblog.com/post-76.aspx" target="_blank">+</a>) و اون ور (<a href="http://hezareh3.blogfa.com/post-102.aspx" target="_blank">+</a>) مطرح شد . حرفی باقی نمونده . صحبت هام رو در کامنت های وبلاگ حزب اللهی و خلوت انس زدم .<a href="http://commenting.mihanblog.com/?ui=hezbollahi&amp;Ai=76" target="_blank"> اینجا</a> و <a href="http://commenting.blogfa.com/?blogid=hezareh3&amp;postid=102&amp;timezone=12642" target="_blank">اینجا</a> کار نباید این قدر علنی می شد ولی خوب !  آقایون خواب هستند . باید یه تلنگری چیزی زده میشد . حالا هم دیر نشده . از حالا یه جمعی از پیشکسوت ها بشینن حواسشون رو جمع کنن به موضوع . انشا لله بشه مسائلی از این دست رو درون گروهی حل کرد نه اینقدر علنی و عریان و &#8230;. ( <a href="http://bimarefat.parsiblog.com/162601.htm" target="_blank">اینجا</a> هم حرف های خوبی زده . )<br />
۵ ) دوباره که یکی از دیپلمات های ما رو ربودند !! این نامردا !! نمی دونم می خواهند ایران رو تحریک به یک اقدام تند بکنن یا مثلا می خواهند دست و پای ما رو از عراق قطع کنن ؟!!!<br />
۶ ) این صهیونیست ها هم که آخر کار خودشون رو کردن . اون از نقب زدن زیر مسجد الاقصی واسه سست کردن زیربنا و این هم &#8230; خـــــــــــــــــــــــــــــدا !!! طبق در خواست شورای عالی انقلاب فرهنگی من هم به عنوان یک عضو جامعه این اقدام رو محکوم می کنم .<br />
۷ ) در چند روز گذشته ۲ تا فیلم باحال دیدم . اولی فیلم « کودک را دعا کنید »  بود که از سینما و ماورا شبکه  پخش شد . فیلم جالبی بود . البته چون من از قبل حساب چندانی روش نکرده بودم . دقیق تماشا نکردم ولی از اواسط فیلم دقیق شدم . بد نبود . بحث شیطان پرستی بود و تقابل خدا و شیطان !!!! ( ما میگیم این حرف کفره !! ) البته به نظرم اگه در آخرین سکانس های فیلم به شیطان نمود جسمی نمی داد و اون ماهیت اغواگرانه رو درش حفظ می کرد بهتر بود .<br />
فیلم بعد هم سینمائی « رویای مرد مرده » بود . بحث یک گروه مدافع حقوق بشر بود که دستی هم در بحث خبر داشتن و واسه تخریب چهره ج . ا . ا از یک دانشجوی اخراجی خواستند در مقابل یک عالمه دلار !!! خود سوزی ساختگی بکنه . قول دادن نجاتش می دهند ولی خوب .گذاشتن بچه تا آخر بسوزه !! و بمیره . البته نویسنده یک کاراکتر رو واسه روز مبادا در فیلم نگه داشته بود که در آخر همه رو لو بده . فیلم نامه قوی نبود ولی موضوع جالبی رو انتخاب کرده بود . آخرش هم بی بی سی و سی ان ان رو نشون داد که کل از این واقعه استفاده کردن . این هم یک جنبه از جنگ روانی و رسانه ای &#8230;.<br />
۸ ) اینجا (<a href="http://noqte.com/blogs/blog.php?code=243" target="_blank">+</a>) رو حتما ببینین . در باره حمایت از بیماران خاص .           &#8230;.. تمت !!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/36/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انفاق کار خوبی است !</title>
		<link>http://pat.riot.ir/blog/32</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/blog/32#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Dec 2006 18:26:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصلح سخن می‌گوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=32</guid>
		<description><![CDATA[قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونین ازتون یه خواهش کوچولو دارم ؛ چیزی که در ادامه می خونین ممکنه به نظرتون تکراری بیاد و کلیشه ای . پس همین جا درخواست می کنم اگه فکر می کنین ممکنه وسط متن اون رو رها کنین ، اصلا بی خیالش بشین . ( البته می بینین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونین ازتون یه خواهش کوچولو دارم ؛ چیزی که در ادامه می خونین ممکنه به نظرتون تکراری بیاد و کلیشه ای . پس همین جا درخواست می کنم اگه فکر می کنین ممکنه وسط متن اون رو رها کنین ، اصلا بی خیالش بشین . ( البته می بینین که خیلی طولانی نیست ولی خوب ! جنگ اول رو می خواستم کرده باشم !! )</p>
<p>برداشت اول : یکی از اموری که به کرار در قران به اون تاکید شده ، انفاق است . از این گذشته در درون همه انسانها ( تاکید انسان !! ) حس نوع دوستی و کمک به کسانی که در سطحی پایین تر از ما هستند ( چه از نظر فرهنگی و چه اقتصادی ) وجود داره . همه ما دوست داریم توانایی این رو داشته باشیم که از طبقه محروم جامعه دست گیری کنیم .<br />
به این موضوع هم توجه داشته باشین که اگه انفاق و صدقه طبق اصولی که در اسلام مطرح شده انجام بشه اصولا فقر به معنای حقیقی کلمه از جامعه اسلامی ریشه کن میشه ( فقری که همسایه کفر معرفی شده !!  (۱) )</p>
<p>برداشت دوم : تکدی یکی از نا بهنجاری های اجتماعی است که وجود اون توی جامعه ما تازگی نداره ولی اخیرا همزمان با گسترش روزافزون آن ، توجه دولت و نهاد های مسئول رو هم بیش از پیش به خودش جلب کرده . این مسئله علی رغم نا مطلوب بودن خودش ، بزه های دیگری رو هم به دنبال میاره ؛ مثل : از بین رفتن نیروی کار فعال ، ایجاد و گسترش اشتغال کاذب ، قرار گرفتن مفاسد اخلاقی دیگر در این پوشش و &#8230;<br />
من هم مثل خیلی از شما بارها با صحنه هایی مواجه شدم که نتونستن از پس احساساتم بر بیام و به چنین افرادی کمک نکنم . ( خودتون می دونین چه شیوه های پیشرفته و علمی رو بکار می برن !! ) البته مواردی هم بوده که جلوی خودم رو گرفتم ولی در عوض حداقل تا آخر شب با وجدانم در گیر بودم !!</p>
<p>برداشت سوم : بالاخره چکار باید کرد ؟ آیا راه کار کشتن این حس بشر دوستانه تو وجود خودمونه ؟ ( در حالتی که می دونیم باید به یک نحو شایسته این پدیده شوم رو از جامعه دور کنیم )<br />
خداوند در قران کریم به طور واضح به این مسئله پرداخته : « صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانائی آنکه کاری پیش گیرند ندارند و از فرط عفاف چنان احوالشان به مردم مشتبه می شود که هرکس از حالشان آگاه نباشد پندارد او غنی و بی نیاز است . شما بایست به فقر آن ها از سیمایشان پی ببرید که از عزت نفس هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند ؛ و هرچه انفاق کنید خداوند بر آن آگاه است » (۲)<br />
همین طور که ملاحظه می کیند خداوند کسانی رو فقیر می داند که به اصطلاح سورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن .</p>
<p>برداشت چهارم : به فرض که ما تصمیم بگیریم به نیازمند حقیقی کمک کنیم .  نهایتا چقدر می تونیم موثر باشیم ؟ اگه همه کمک ها جمع بشه ، سرمایه عظیمی رو پدید می آره که می شه باهاش مشکلات زیر ساخت رو حل کرد تا با این معضلات بنیادی برخورد بشه . این طور نیست ؟</p>
<p>برداشت پنجم : چیه  ؟ &#8230; منتظرید من شماره حساب کمیته امداد اما خمینی ( ره ) رو بنویسم ؟ نه ! اصلا منظورم این نیست . راه حلی که به نظر من میرسه اینه که هر وقت یکی از این جماعت متکدیان دل شما رو ریش کرد و دست کردید تو جیبتون قبل از بیرون آوردن دستتون یه نگاه به دور و برتون بندازین ! ( در همون حالتی که دستتون تو جیبتونه ها ! خیلی مهمه ! چون در این حین یک هو  طرف پول رو قاپ میزنه !! اینها تو این کارها خیلی واردن ) آره ! به اطراف یه نظر بندازین حتما یکی از صندوق های صدقات رو می بینین .</p>
<p>برداشت آخر : فکر کنم این طوری هم در ریشه کنی و برخورد بنیادی با این معضل شریک می شین  ( یه ثوابی داره که نگو !!  (۳) ) و هم رابطه شما با وجدانتون مسالمت آمیز باقی می مونه !!!! موافقید ؟</p>
<p>پ . ن :<br />
۱ ) در حدیثی نزدیک به این مظمون از پیامبر اکرم (ص) آمده که فقر همسایه کفر است .<br />
۲ ) آیه  ۲۷۳  از سوره مبارکه بقره .<br />
۳ ) در آیه بعد آمده که کسانی که به اینگونه نیازمندان کمک می کنن ( در شب و روز ؛ آشکار و نهان) پاداشی نزد پروردگارشان دارند و ترسی بر ایشان نیست و اندوهگین هم نخواهند شد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/blog/32/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

