اگر بشود ثابت کرد که در عقیدهی صحیح اللهی، ریاضتکشیدن و مبارزه با غرائز و خواستههای طبیعی، احسان محسوب نمیشود و اساساً بشر به خاطر رنجی که بر خویشتن تحمیل میکند – و این رنج به خاطر فاصلهای است که میان زندگی مطلوب و زندگی صحیح وجود دارد – ماجور نیست؛
و چهبسا به خاطر تلاش [...]
اونجایی که دیگه نمیدونی هنوز کاراکتر فیلمه که پیانو میزنه یا موسیقی متن اینقدر اوج گرفته!
«بیا دوباره برایم، بیا ترانه بخوان»
ز روز ترک دیار و ز آشیانه بخوان
از آن زمان قشنگی که مادر و پدرم
کنار هم زبهشت آمدند خانه بخوان
خلاف قول خلائق هبوط آدم را
به جای کیفر و تاوان، تو عاشقانه بخوان
بخوان برای پدر یک دو بیتی از طاهر
ز بار کوههای امانت به روی شانه بخوان
یکی دو بیت هم از [...]
پول خودت، جوونی خودت، ریهی خودت. بکش! هرچی دوست داری سیگار بکش. فقط خواهشاً وقتی مینشینی توی تاکسی، یا وارد سوپر مارکت میشی یا بعد مدتها من رو میبینی، سعی نکن اون نفس عطرآگینت رو بپاشی توی صورت من!
نه اینکه از سیگاری که میکشی خوشم نیاد یا بخواهم ژست حقوق شهروندی بگیرم، رفیق. کار خدا، [...]
استاد درس و عشق و زندگی میگفت ،
اما حواس من بیشتر پیش شاخههای لخت درختان بود.
لخت از برف، از پرنده، از باران.
و آسمان آرام و بی جنب و جوش بود.
استاد که کیف و کتابش را جمع میکرد،
من حس کردم آزادی حسرت همیشگی بشریت است.
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۲۷)
- جمهوری اسلامی
(۳)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۱)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۲)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۲)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۸)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۷)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۵)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۱۹)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۶)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۵)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟















