<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Pat.Riot &#124; MohammadAli's Persian Weblog &#187; این روز‌های ناب</title>
	<atom:link href="http://pat.riot.ir/category/this-days/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pat.riot.ir</link>
	<description>بی خوابی های یک برنامه نویس</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Feb 2010 23:23:33 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>یلدا کنار مادر</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1387/09/30/yalda-with-mother/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1387/09/30/yalda-with-mother/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 09:46:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>
		<category><![CDATA[یادواره‌های نوستالژیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1388/03/27/%db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[قرار بود امشب، تلخی عبور از پائیز را با یک گل هندوانه‌ شیرین کنیم و با یک استکان چای برویم به استقبال سرمای بی‌پیر زمستان. حکایت آخرین شب آذر، حکایت ماه منیر است که یک عمر غصه‌دار واسطه‌ی فصل بودن بین پدرو مادر بود؛ و فردا، شروع روزگار بدون آذر است.
یلدای امسال را کنار «مادر» [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قرار بود امشب، تلخی عبور از پائیز را با یک گل هندوانه‌ شیرین کنیم و با یک استکان چای برویم به استقبال سرمای بی‌پیر زمستان. حکایت آخرین شب آذر، حکایت ماه منیر است که یک عمر غصه‌دار واسطه‌ی فصل بودن بین پدرو مادر بود؛ و فردا، شروع روزگار بدون آذر است.</p>
<p>یلدای امسال را کنار «مادر» بودیم. گذر از پائیز هزار رنگ را فراموش کردیم به حرمت یک دقیقه بیشتر کنار هم بودن. جمع شدیم کنار بخاری که گرمایش به زور تنه می‌زد به هرم نفس‌های جمع. سیب سرخ بود عوض انار و گفت شنود بود جای پسته و بادام. چای را روی بخاری عمل آوردند. انگار کن همه‌ی روشنایی خانه جمع شده بود یک گوشه. حتی بخاری هم آماده بود گرما بگیرد از صفای جمع.</p>
<p>آذر رفت؛ از بس که جان ندارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1387/09/30/yalda-with-mother/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۴۰ روز تا عاشورا</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1386/09/20/40rooz/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1386/09/20/40rooz/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Dec 2007 11:12:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1386/09/20/40rooz/</guid>
		<description><![CDATA[40 روز تا عاشورا &#8230;
40 فریاد مردانه &#8230;
40 شب، پارسایی &#8230;
40 روز، مجاهده &#8230;
40 روز مانده است تا &#8230; تا روز واقعه.
پ.ن : حیلی ها از امروز شروع می کنند 40 زیارت عاشورا می خوانند؛ شما می خواهی تعبیر سیر روحانی بکن، نمی خواهی مراقبه فرضش کن. دوست نداری &#8230; بگذر از این دیر!
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>40 روز تا عاشورا &#8230;<br />
40 فریاد مردانه &#8230;<br />
40 شب، پارسایی &#8230;<br />
40 روز، مجاهده &#8230;<br />
40 روز مانده است تا &#8230; تا روز واقعه.</p>
<p>پ.ن : حیلی ها از امروز شروع می کنند 40 زیارت عاشورا می خوانند؛ شما می خواهی تعبیر سیر روحانی بکن، نمی خواهی مراقبه فرضش کن. دوست نداری &#8230; بگذر از این دیر!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1386/09/20/40rooz/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا تو می‌دانی؟</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1386/09/09/adine-bi-emam/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1386/09/09/adine-bi-emam/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Nov 2007 05:31:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://pat.riot.ir/1386/09/09/adine-bi-emam/</guid>
		<description><![CDATA[
چه دل‌تنگم در این آدینه‌ها، آیا تو می‌دانی؟
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><img src="http://riot.ir/pat/wp-content/uploads/2007/11/khatimam.jpg" alt="khatimam.jpg" /></p>
<p style="font-family: Arial; font-size: 16px; font-weight: bold" align="center">چه دل‌تنگم در این آدینه‌ها، آیا تو می‌دانی؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1386/09/09/adine-bi-emam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عبرتی از روز دهم</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1385/11/13/10th-day/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1385/11/13/10th-day/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Feb 2007 19:56:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد با خویشتن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=35</guid>
		<description><![CDATA[در تواریخ آمده که ۵ نفر از صحابه بزرگوار رسول اعظم (ص) در روز عاشورا جز مدافعین سبط بزرگوار ایشان قرار داشتند . حبیب ابن مظاهر و مسلم ابن عوسجه از مشایخ این گروه بودند . چیزی که اکثر ما شندیده ایم این است « که روزی حبیب ، مسلم را در بازار دید و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در تواریخ آمده که ۵ نفر از صحابه بزرگوار رسول اعظم (ص) در روز عاشورا جز مدافعین سبط بزرگوار ایشان قرار داشتند . حبیب ابن مظاهر و مسلم ابن عوسجه از مشایخ این گروه بودند . چیزی که اکثر ما شندیده ایم این است « که روزی حبیب ، مسلم را در بازار دید و به او گفت : آهای پیرمرد ! کجا می روی ؟ مسلم پاسخ داد :  محاسنم به سپیدی نشسته است و قصد خرید رنگ یا حنائی دارم . حبیب بن مظاهر گفت : من حنائی سراغ دارم که اثرش هیچ گاه ناپدید نمی شود . مسلم ! مولایمان حسین ابن علی (ع) حرکت کرده است به سمت کوفه .<br />
این دو صحابی بزرگوار به سمت کاروان حضرت اباعبد الله شتافتند . در روز عاشورا مسلم پیش از حبیب به میدان رفت . هنگامی که بر روی زمین افتاد ، حضرت ثار الله (ع) به همراه حبیب بر کنارش آمدند . حبیب گفت : به یاد داری در باره خضاب چه به تو گفتم ؟ »  تا اینجای ماجرا را اکثر ما شنیده ایم . نکته ای که به نظر من خیلی مهم است از اینجا به بعد ماجرا است .<br />
« حبیب گفت : من نیز تا دقائقی دیگر به تو ملحق خواهم شد ، لیکن اگر وصیتی داری که از دست من بر می آید بگو . مسلم گفت : وصیتی دارم که می توانی آن را در این آخرین لحظات عمرت انجام دهی . حبیب جان ! نکند دست از مولایمان ، سرور جهانیان ، حسین ابن علی (ع) برداری !!!!! »<br />
وصیت این یار گرامی پیامبر اکرم (ص) نکته بسیار مهمی در خود دارد . این احتمال وجود دارد که کسی در روز عاشورا ، در گرماگرم نبرد ، ناگهان رو از جبهه حق بردارد و به سوی عاقبتی شوم رهسپار گردد . (حتی اگر چون حبیب ابن مظاهر سالها جز موالیان خاندان رسول الله(ص)  بوده باشد . ما که جای خود داریم !!!! )<br />
عقل سلیم حکم می کند که حتی نسبت به یه ثانیه بعد خود اطمینان نداشته باشیم که در کدام سوی میدان ، پیکار می کنیم . لازم است که در هر لحظه خود را با حق ، طراز نمائی . ببینی جز مدافعین حرم رسول الله (ص) هستی یا &#8230;. یا چون کوفیان دلت با حسین (ع)  و شمشیرت علیه اوست  ؟!!!!! خداوند ما و شما را یک لحظه به خدمان وا نگذارد .</p>
<p>« فــــاعتبــــــروا یا اولـــــی الابصــــــــــار »</p>
<p>پ.ن : اول : شهادت سید الساجدین ، زین العابدین ، حضرت سجاد بر شما تسلیت باد . چقدر نزدیک است به عاشورا !!!!! دوم : مثل همیشه اونی نشد که می خواستم !!!! چی کار کنم دیگه ؟!!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1385/11/13/10th-day/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طوفان ؛ ساعت ۳ !</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1385/11/09/hurricane-at-3/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1385/11/09/hurricane-at-3/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Jan 2007 14:05:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=34</guid>
		<description><![CDATA[کشتـــی شکست خــورده طـوفــان کـربـــلا
در  خــاک و خـون فتـــاده به میدان کربــلا
گر چـــشم روزگار بر او فاش می گریست
خون  میگــذشت  از  سر  ایــوان کـربــلا
نگرفـت دست دهــــــر گلابی به غیر اشک
زان گل که شد شکفتـــــه به بستان کربـلا
از  آب  هــم  مضایقـــه کــردنـد کـوفیــــان
خوش  داشتنــد حـــرمت مهمــان کـربـــــلا
بـودنــد دیو و دد همــه سیراب و می مکید
خاتم  ،  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کشتـــی شکست خــورده طـوفــان کـربـــلا<br />
در  خــاک و خـون فتـــاده به میدان کربــلا<br />
گر چـــشم روزگار بر او فاش می گریست<br />
خون  میگــذشت  از  سر  ایــوان کـربــلا<br />
نگرفـت دست دهــــــر گلابی به غیر اشک<br />
زان گل که شد شکفتـــــه به بستان کربـلا<br />
از  آب  هــم  مضایقـــه کــردنـد کـوفیــــان<br />
خوش  داشتنــد حـــرمت مهمــان کـربـــــلا<br />
بـودنــد دیو و دد همــه سیراب و می مکید<br />
خاتم  ،  ز قــحط  آب  ،  سلیمــان کـربـــلا<br />
زان  تشنگـــان هنـــوز به عیوق می رسد<br />
فریــاد   العطـــش   ز   بیابـــان   کــربـــلا<br />
آه  از  دمــی کــه  لــشگر اعدا نکرد شرم<br />
کــردنـد  رو  بـه  خیمــه سلطــان کـربـــلا</p>
<p align="center">آنـدم فلـک  بر  آتش غیرت سپــند  شد<br />
کز خوف خصم در  حرم افغان بلند شد</p>
<p align="left">کــاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی<br />
ویـن خرگــه بلنـد ستون ،  بی ســتون شدی<br />
کـاش آن زمان در آمــدی از کـوه تا به کوه<br />
سیل سیــه کـه روی زمیـن قــیر گـون شدی<br />
کــاش آن زمـان ز آه جگــــر سوز اهل بیت<br />
یک شعلـه بــرق خرمــن گردون دون شدی<br />
کــاش آن زمان کـه این حـرکت کرد آسمان<br />
سیماب وار گــوی زمیــن بی سکــون شدی<br />
کــاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک<br />
جـان جهانیــان همــه از تـــــن بـرون شدی<br />
کـــاش آن زمان کــه کشتی آل نبی شکست<br />
عالــــم تمام غرقــه دریـــای خــــــون شدی<br />
آن انتقــــــــام گــر نفتــــــادی بـــــروز حشر<br />
با  ایــن  عمـل معامله دهـــــر چون شدی ؟</p>
<p align="center">آل  نبـی  چـو  دست تظلـم  بر آورند<br />
ارکان عرش را به تلاطم در آوردند</p>
<p>روزی  کــه شــد بــه نیـــزه  سـر آن بزرگوار<br />
خــورشید  ســر برهنــه بــر آمــــد ز کوهسار<br />
موجــی بـه جنبش آمــــــد و برخاست کوه کوه<br />
ابـــری بـه بــارش آمــد و بـــگریست زار زار<br />
گــفتی تمـــام زلزلــــه شـــــد خــاک مطمئــــن<br />
گفتــی  فتـــاد  از  حــــرکت  چــرخ بـی قـــرار<br />
عرش آن زمان به لرزه در آمد که چرخ پیـــر<br />
افتـــاد  در  گمــان  کـه قیــامت  شـد آشـــکار<br />
آن  خیمــه ای  کــه گیسوی حورش طناب بود<br />
شــد  سرنــگون  ز بـــاد  مخــــالف حباب وار<br />
جمعی  کــه  پــای  محملشــــان داشت جبرئیل<br />
گشـتـنـد  بی عمـــاری و محمــل ، شتـر سوار<br />
بـــا  آنــکه  ســـر  زنــد این عمل از امت نبی<br />
روح الامیــن ز  روح  نبــی گشــت شــرمسار</p>
<p align="center">پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول<br />
رو  در مدینــه کرد که یا ایها الرسول</p>
<p align="left">این  کشتــه فتــاده  بـه هـــامون ، حسین توست<br />
وین صید دست و پا زده در خون،  حسین توست<br />
این  نخــل تــر  گـز آتـش  جـــان  سوز تشنگــی<br />
دود  از  زمیـن رساند به گردون ، حسین توست<br />
این  ماهــی فتــاده  به  دریـای خـــون کـه هست<br />
زخـم از ستاره بــر تنش  افزون ، حسین توست<br />
این  غرقــه محیط  شهــادت کــه  روی  دشــــت<br />
از  مــوج خــون تو شده گلگون ، حسین توست<br />
این  خشک لــب فتـــاده  دور  از  لــب فــــــرات<br />
کـــز خون او زمین شده جیحون ، حسین توست<br />
این  شــاه  کـم سپـاه  کــه بـا خیـــل اشـک و  آه<br />
خــــــرگاه زین جهان زده بیرون ، حسین توست<br />
این  قـــالب طپــان کـه چنین مانــده بــر زمیــــن<br />
شــاه شهیــد نــاشــده مـــــدفون  ، حسین توست</p>
<p align="right">محتشم کاشانی (ره)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1385/11/09/hurricane-at-3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دو نکته</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1385/04/08/2notes/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1385/04/08/2notes/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jun 2006 14:50:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>
		<category><![CDATA[گفتار دل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=21</guid>
		<description><![CDATA[:: نکته اول ::
قاصدکی در فضا &#8230;
بوی عشق به مشام می رسید &#8230;
مادر مهربان بود &#8230;
حسن صورتش را به صورت مادر چسباند &#8230;
اشک مادر صورت حسن را تر کرد &#8230;
مادر دست زینب را فشرد &#8230;
هاله ای از اشک چشمان زینب را پوشاند &#8230;
حسین پای مادر را بوسه زد &#8230;
مادر خسته بود &#8230;
خسته و عاشق &#8230;
و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>:: نکته اول ::</p>
<p>قاصدکی در فضا &#8230;<br />
بوی عشق به مشام می رسید &#8230;<br />
مادر مهربان بود &#8230;<br />
حسن صورتش را به صورت مادر چسباند &#8230;<br />
اشک مادر صورت حسن را تر کرد &#8230;<br />
مادر دست زینب را فشرد &#8230;<br />
هاله ای از اشک چشمان زینب را پوشاند &#8230;<br />
حسین پای مادر را بوسه زد &#8230;<br />
مادر خسته بود &#8230;<br />
خسته و عاشق &#8230;<br />
و پدر &#8230;<br />
پر از بغض &#8230;<br />
مادر به آسمان پرواز کرد &#8230;<br />
او تمام وجود حسین را با خود برد &#8230;<br />
تمام قلب زینب &#8230;<br />
تمام احساس حسن &#8230;<br />
و نمام هستی علی را &#8230;<br />
مادر برای همیشه رفت &#8230;<br />
او تنهای تنها رفت &#8230;</p>
<p>شعر : مهدی صادقی</p>
<p>:: نکته دوم ::</p>
<p>من علی هستم ، &#8221; یک جوان پشت کنکوری &#8221; یا همان &#8221; خرگوش کوچولوی عید پاک ! &#8221;</p>
<p>حکایت غریبی است . در این دوره زمانه ملاک های عجیبی برای سنجش و اندازه گیری ابداع شده است ، مثلا میزان برتری بر ثروت یا مقام بنا شده است . در جه تقوا در حجم ریش فرد خلاصه شده است یا در تسبیحی که هیچ گاه از کف نمی دهند . در این میان ، میزان سواد تو را هم با کنکور می خواهند بسنجند و عجب سنگ محک سخت و محکمی است این کنکور !</p>
<p>حاصل یازده سال تحصیلت را باید در اولین و آخرین سال دانش پژوهیت ! نشان دهی و نتیجه این یک سال در همان چهار ساعت و ده دقیقه صبح روز 9 تیر مشخص خواهد شد ، نه یک ثانیه بیشتر و نه حتی اندکی کمتر ــ چون عمر مقدر شده بشر و زنهار ! کسی را از مرگ گریزی نیست « اَینَ المَفَر ؟ » ــ</p>
<p>و من آیا چون دن کیشوت ، با سپری چوبین و نیزه ای بلند ، رستم خوان هشتم ام و شیر مرد عرصه ناورد های هول (۱)  ؟!!</p>
<p>اگر چنین هستم یا نه ، تا به حال به یقین دانسته ای لابد که ، آزمون فردا کوچکترین شباهتی با آسیاب های بادی و کوچک سیلور استاین ندارد .</p>
<p>پس برایم دعا کن</p>
<p>۱ )  بر گرفته از &#8221; خوان هشتم &#8221; اثر مهدی اخوان ثالث ( م . امید )</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1385/04/08/2notes/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ما ارسلناک الا رحمه للعالمین</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1385/01/08/holy-prophet/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1385/01/08/holy-prophet/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Mar 2006 14:38:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=19</guid>
		<description><![CDATA[باز نگاه هایمان به سوی قبه الخضرای توست ، دوباره بغضی بر گلویمان سنگینی می کند . چشم ها متلاطم و قلب ها آشفته می شوند .
خداوندا !! ما از فقدان پیامبرمان به تو شکایت می کنیم . بار الها !! ما از غیبت ولی زمانمان ، از بسیاری دشمنانمان ، از اندک بودن تعدادمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز نگاه هایمان به سوی قبه الخضرای توست ، دوباره بغضی بر گلویمان سنگینی می کند . چشم ها متلاطم و قلب ها آشفته می شوند .</p>
<p>خداوندا !! ما از فقدان پیامبرمان به تو شکایت می کنیم . بار الها !! ما از غیبت ولی زمانمان ، از بسیاری دشمنانمان ، از اندک بودن تعدادمان ، از فتنه های سختی که بر ما می گذرد به تو شکایت می کنیم . *<br />
خداوندا بار دیگر رحمت واسعه خود را بر ما ارزانی بدار .</p>
<p align="left">* برگرفته از دعای افتتاح</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1385/01/08/holy-prophet/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تبریک به سبک سید مهدی شجاعی</title>
		<link>http://pat.riot.ir/1383/04/03/tabrik/</link>
		<comments>http://pat.riot.ir/1383/04/03/tabrik/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Jun 2004 15:05:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[این روز‌های ناب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sharh.ir/wp/?p=8</guid>
		<description><![CDATA[میلاد خداوند عاطفه و عاطفه خداوند؛
قبله مروت و قله فتوت؛
قافله سالار عشق و صبر و معرفت؛
معلم مردان عالم؛
آفتاب در حجاب؛
روشنی بخش خورشید؛
زهرای کربلا؛
حسین در آیینه تأنیث؛
بانوی بانوان جهان ؛
عقیله بنی هاشم؛عقیله عرب ؛ عقیله عالم؛
صدیقه صغری و زینب کبری ؛
بر همه مردم جهان مبارک باد .
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میلاد خداوند عاطفه و عاطفه خداوند؛</p>
<p>قبله مروت و قله فتوت؛</p>
<p>قافله سالار عشق و صبر و معرفت؛</p>
<p>معلم مردان عالم؛</p>
<p>آفتاب در حجاب؛</p>
<p>روشنی بخش خورشید؛</p>
<p>زهرای کربلا؛</p>
<p>حسین در آیینه تأنیث؛</p>
<p>بانوی بانوان جهان ؛</p>
<p>عقیله بنی هاشم؛عقیله عرب ؛ عقیله عالم؛</p>
<p>صدیقه صغری و زینب کبری ؛</p>
<p>بر همه مردم جهان مبارک باد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://pat.riot.ir/1383/04/03/tabrik/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
