گزارش کوتاه

الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم ساعت ۲:۳۰ دقیقه است. یک بار در ساعت ۲:۱۷ دقیقه تلاش کردم و آن‌چه می‌خواستم نوشتم ولی موقع انتشار، همه‌اش غیب شد و … ساعت شده‌است ۲:۳۱ دقیقه. گوشه آشپزخانه روی یک صندلی چوبی که شبیه چهارپایه است نشسته ام و مثل همیشه سعی می‌کنم کارهای عقب مانده را قدری سر و سامان بدهم. همسرم خوابیده. چای و شیرینی کنار دستم هست تا سحر.

شروع زندگی در تهران زیاد برایم مشکل‌زا نبود. آن‌قدر که فکر می کردم نبود. مساله‌ی اصلی گرماست!‌ که همه‌جا هست و فاصله‌ی زیاد میان دانشگاه تا شرکت و شرکت تا خانه.

روزهایی که کلاس ترم تابستان ندارم، از ظهر و بقیه‌ی روزها از صبح تا نزدیک غروب در یک شرکت، برنامه‌نویسی می‌کنم. هنوز وضعیت حقوقم مشخص نشده ولی از محیط حرفه‌ای آن‌جا خوشم می‌آید. به طور  کامل در خانه‌ی مان جاگیر نشده‌ایم. بعضی کارهایش به خاطر مشغله‌ی زیاد، هنوز زمین مانده که زیاد نیستند. کمی هم وسایل‌مان به قول مادرم «طاق و جفت» است. کتاب‌هایم را هنوز نیاورده‌ام این‌جا.

الان که در ذهنم مرور می‌کنم، کارهای عقد و ازدواج‌مان خیلی بی‌دردسر و سریع ردیف شد. به قول بهمنی، اوضاع چه سر جمع و چه در جزء خوب است و بر وفق مراد و … خب! زندگی که همیشه سختی دارد. مهم این است که سختی‌اش شیرین باشد و با دل خوش که خدا رو شکر، این طور است.

بیشتر وقتم، روزها، به کار و دانشگاه می‌گذرد. سعی می‌کنم برای کنکور، کمی درس بخوانم. چند شب پیش که می‌خواستیم برای شام، مهمان دعوت کنیم، فکر می‌کردم انگار جدی جدی زندگی‌مان مستقل شده‌است. و جدی جدی، جدی هم شده‌است. اندازه یک دهه بزرگ‌تر شده‌ام انگار…

 

حقایقی درباره ۶ ماه گذشته

این ترم تحصیلی بدترین و افتضاح‌ترین ترم در ۳ ساله‌ی گذشته برای من بود.

۱- از نظر تحصیلی، اگر چه هنوز اکثر نمرات اعلام نشده و هنوز پروژه‌ها رُ هم تحویل ندادم و علی‌رغم این‌که هیچ وقت مثل یک ماه گذشته برای دانشگاه درس نخوندم، بدترین نتیجه‌ام در این سه سال رُ خواهم داشت.

۲- بعد از دو سال فعالیت در شاخه دانشحویی انجمن رمز، به خاطر لطف مسئولین دانشکده و البته دوستان خودم، احتمالاً فعالیت‌های اون تا حد زیادی به سمت تعطیلی خواهد رفت. یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌هام به همین خاطره.
امیدوارم بتونیم در وقت اضافه پروژه‌ی آزمایشگاه رو به نتیجه برسونیم. در غیر این صورت، فاتحه!

۳- درباره‌ی خوب یا بد بودنش شاید الان نتونم قضاوت کنم ولی روابط عادی‌ام با دوستان دانشکده کاملاً به حالت استندبای در آمده. عجالتا از این بابت خوش‌حال نیستم.

۴- از نظر کاری، یک پروژه‌ی جدی در سطح قرارداد دارم که خیلی به نتیجه‌اش امیدوارم. ۲ پروژه‌ی کنسل شده هم هست که بدون شک چند ماه آینده ضرر ناشی از اون‌ها آزار‌دهنده خواهد بود.

۵- علاوه بر بار مالی مورد قبل، بعد از طی مسیر کم‌خرج در ۵ ماه گذشته، خرداد آغاز بخش پر خرج سیکل زندگی‌ام بود که یک‌هو ظاهر شد. خدا رحم کنه :دی

تابستون امسال، بیشتر وقتم رو کارآموزی خواهد گرفت. در نتیجه جریان مطالعه‌ی جانبی‌ام خیلی تحت‌الشعاع قرار می‌گیره.

 

انسانیت در قبال فیل.ترینگ

دست‌کم بیش از یک سال از زمانی که گله و شکایت از فیل‌.ترینگ فراگیر شده‌است می‌گذرد. (هر چند خود من زمانی که در سال ۸۲ سه یا چهارمین یادداشت اولین وبلاگم را می‌نوشتم نسبت به فیلترینگ معترض بودم!) و این اعتراض دیگر از فرم مخالفت با فیلتر شدن یک یا چند وبلاگ یا سایت خاص خارج شده‌است. حالا در این شرایط، دوستان ما، نسبت به فیلتر شدن چند مورد خاص، معترض هستند! بیائید چند نکته را در نظر بگیریم:

  1. از آن‌جا که اعتراض به چند مورد خاص از فیلترینگ در زمانی که سرویس‌های رایگان به جرم عملکرد تعدادی از کاربرانشان فیل‌.تر می‌شوند (مثل لست. اف‌ام، وردپرس. کام، فیدبرنر، فلیکر و …)، نه تنها منصفانه نیست، بلکه تا حدودی ممکن است خالی از انسانیت نیز تلقی شود، در این حرکت شرکت نمی‌کنم.
  2. از آن‌جایی که فیل‌.تر شدن و از فیل‌.تر در آمدن‌های آهستان، بیش از حد معمول به یک بازی سیاسی شبیه است، علاقه‌ای به شرکت در آن ندارم.
  3. آهستان یا هر وبلاگ‌نویس دیگر؛ انسانیت حکم می‌کند هر جا حقی از کسی ضایع می‌شود، لب به اعتراض بگشاییم. آیا دوستان و رفقای ما، می‌توانند قسم جلاله بخورند، هر وبلاگی جز این چند مورد که در «موج وبلاگی حمایت از آهستان‌ها» به آن اشاره کرده‌اند، مستحق فیل‌.ترینگ بوده و جای دفاعی از آن‌ها وجود ندارد؟ یا حکایت خودی و غیر خودی است؟
  4. از آن‌جا که روند دیوانه‌وار فیل‌.ترینگ را به هیچ صراطی مستقیم نمی‌دانم، اساسا هر حرکتی در این زمینه را آب در هاون کوبیدن می‌دانم. به جای این‌کار‌ها، یک سایت فیل‌.تر‌شکن معرفی کنید!
  5. حالا گیرم در اثر این حرکت وبلاگی و به خاطر اتصالاتی! که با چند مقام مسئول داریم، فیل‌.ترینگ آهستان بر طرف شد (که واقعا بعید می‌دانم اتفاقی بیافتد) آن وقت چی؟ مشکل تمام می‌شود؟ یعنی واقعا دیدن حرکت به سمت اینترانت ملی یا همان پروژه‌ی وایت‌لیست این‌قدر به بصیرت نیاز دارد!
  6. شرکت در جمع دوستانی که در پی تکرار و تکرار و تکرار واژه‌ی «عرزشی» امر بر خودشان هم مشتبه شده‌است که «ارزشی» هستند، هیچ لطفی ندارد.
 

زندگی دیگران

تصور کنید یک زندگی معمولی دارید. دانشجو‌اید و برای گذران زندگی دانشجویی کار‌های کوچکی انجام می‌دهید که کفاف کتاب و لباس و کرایه و کافه و اینترنت و این قبیل مخارج را می‌دهد.
دوستانی دارید، نه آن‌طور که سهراب توصیف می‌کند، ولی قابل اعتماد. نمی‌شود گفت مستقل از والدین‌تان زندگی می‌کنید، با این حال در خوابگاه یا آپارتمان دانشجویی هستید.

در ۱۰ سال گذشته چند مرتبه به طور جدی دعوا کرده‌اید. خورده‌اید اما به همه گفته‌اید که زده‌اید. فحش نمی‌دهید مگر این‌که لازم باشد و تصور می‌کنید باید از چند سال قبل، یک رشته‌ی رزمی را پی می‌گرفتید.
از سینما بیشتر از کتاب خوش‌تان می‌آید ولی دو سه باری که صحبت‌ش بوده است گفته‌اید که تئاتر را جدی‌تر دنبال می‌کنید. سیگار نمی‌کشید ولی در لیست “هرگز نباید‌” های‌تان هم نیست. صورت‌تان را با تیغ یک‌بار مصرف اصلاح می‌کنید، از دختر‌های هم‌کلاسی‌تان دلِ خوشی ندارید، درباره‌ی عشق کم و بیش صحبت می‌کنید ولی هنوز برای‌تان اتفاقی نیافتاده‌است.

به صورت جدی برای مهاجرت -حتی- تحصیلی برنامه دارید، اگر‌چه اقدام اساسی در این زمینه صورت‌ نداده‌اید. از نظر سیاسی “همراه اکثریت فعال” محسوب می‌شوید و از ماهی هم خوش‌تان نمی‌آید.
رنگ سفید، زرشک‌پلو با مرغ، مهران مدیری و گل کوچیک جزء علاقه‌مندی‌های عمومی‌تان هستند و با وزن ۵۲ کیلو‌گرم، دارید شکم می‌آورید.

با این توصیفات و به طور خلاصه بگوئید چه اتفاقی می‌تواند زندگی معمولی شما را مثل مال دیگران، پر هیجان کند؟ واقع بین باشید و از توجه به جزئیات ذکر شده غافل نشوید. قبلا ۵ امتیاز به خاطر -حتی- فکر کردن به پاسخی چون گرفتن زن از شما کسر گردیده‌است.

 

تجربه وبلاگ‌نویسی با موبایل

اگر بخواهیم خیلی خلاصه، دلیل علاقه‌مند شدن تعداد زیادی از وبلاگ‌نویسان در سراسر دنیا را به پدیده‌ی وبلاگ‌نویسی با موبایل بررسی کنیم، باید سه عامل مهم “اهمیت یافتن شهروندان خبرنگار”، “حرکت به سمت کوتاه‌نگاری” و البته “وجود ابزار قدرت‌مند وبلاگ‌نویسی در جیب! کاربران” را در نظر بگیریم.

من فکر می‌کنم دو عامل اول در جامعه‌ی وبلاگ‌نویسی فارسی کاملا وجود دارند و عامل سوم را هم می‌توان در حد قابل قبولی، فعال توصیف کرد. اما آنچه به صورت جدی مانع توجه کافی کاربران به مقوله وبلاگ‌نویسی با موبایل شده‌است، فقدان دسترسی به اتصال پر سرعت به اینترنت از طریق اپراتور‌های تلفن همراه است.
در غیاب چنین امکانی، کاربران ترجیح می‌دهند بیشتر به گزارش لحظه‌ای و تویت از طریق موبایل بپردازند؛ چرا که هم هزینه‌ی کمتری دارد و هم با ویژگی‌های GPRS هم‌خوانی بیشتری دارد.

* این یادداشت به وسیله‌ی گوشی تلفن همراه تولید و ارسال شده‌است :دی

 

Page 3 of 4312345...102030...Last »
     
     
      Wordpress.com stats not installed!
     
     
    شهید من

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _




    شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
    فرمانده سپاه سوم صاحب الزمان (عج) و فرمانده قرارگاه فتح .
    روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

    نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
    در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
    گرایش ها

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


  • از نگاه لنز‌ها Feed for all posts filed under از نگاه لنز‌ها (۲)
  • اشراق Feed for all posts filed under اشراق (۶)
  • این روز‌های ناب Feed for all posts filed under این روز‌های ناب (۸)
  • جهاد مقدس Feed for all posts filed under جهاد مقدس (۱۳۱)
  • راهنما Feed for all posts filed under راهنما (۱۱)
  • رایانه Feed for all posts filed under رایانه (۳۱)
  • روزانه Feed for all posts filed under روزانه (۱۰)
  • شرحانه Feed for all posts filed under شرحانه (۴۵)
  • لبخند هایت Feed for all posts filed under لبخند هایت (۱)
  • وقتی من گرسنه می‌شوم Feed for all posts filed under وقتی من گرسنه می‌شوم (۱)
  • پیوند‌های روزانه Feed for all posts filed under پیوند‌های روزانه (۰)

  • _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

    نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان مي‌دهد.
    چند نکته

    _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


    کلیه حقوق محتوای این وبلاگ بر اساس توافق نامه Creative Commons 3.0 متعلق به نويسنده است. باز نشر الکترونیک این محتوا همراه لینک به منبع، بلامانع است. PatRiot از سکوی انتشار وردپرس 3.3.2 استفاده می کند.

    اينجـــــــا براي از تو نوشتن، هوا کـم‌است
    دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـم‌است
    اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
    مــن از تو مي‌نويسم و اين کيميا کـم‌است سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
    در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
    تا اين غـــــزل، شبيه غزل‌هاي مـــن شود
    چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
    امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفته‌ام به پاي توست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟

     

    تماس با من

     

    عکاسخانه
    www.flickr.com
    This is a Flickr badge showing public photos and videos from Pat.Riot. Make your own badge here.

     

    زندگی اجتماعی

     

    آشنایان دیروز، دوستان امروز

     

    ديگر پايگاه ها

     

    آي. تي نويسان

     

    آرشیو ماهیانه


     

    حمایت
     

    بمب گوگلی

     

    طراحی و اجرا

     

    شمارش