وقتی دربارهی حمایت ایالات متحده از جریان سبز صحبت میکنیم، باید دو جنبهی مختلف رو در نظر بگیریم.
اول اینکه سبزها با جبههی متکثر ضدانقلاب و آمریکا چه مشترکاتی در اهداف دارن که اونها رو در شرایط فعلی در یک سمت ماجرا قرار داده؟ به عبارت دیگه، ایالات متحده چه انتظاری از سبزها داره؟ (فارغ از اینکه آیا سبزها قصد برآورده کردن اون رو دارن یا نه)
دوم اینکه جریان معترض داخلی چه حسابی روی حمایت غرب باز کرده؟ آیا ارتباط سیستماتیک با مدیای غرب صرفا یک انتخاب لاجرم و از سر ناچاری به خاطر نبود رسانهی جایگزین است یا سبزها میخواهند خلا قدرت داخلی را که در اثر “سلب امکان چانه زنی در ساختار قدرت” و اخراج شخصیتهای اصلاحطلب از دایرهی خودیها به وجود آمده، با تکیه بر فشار غرب بر ج. ا جبران کنند؟br />
وقتی توی بازی روی دور برد باشی، بدون اینکه از خواستههات صحبت کنی، حریف رو به پذیرش اونها مجبور میکنی. ولی وقتی آس و پاس شدی، شروع میکنی دربارهی مطالباتت سخنرانی کردن و وظایف طرف مقابل رو بهش گوشزد میکنی تا وانمود کنی هنوز تویی که تصمیم گیرندهی بازی هستی.
یک حریف باهوش در همچین مواقعی باید بذاره شما سخنرانیت رو بکنی!
اگر بشود ثابت کرد که در عقیدهی صحیح اللهی، ریاضتکشیدن و مبارزه با غرائز و خواستههای طبیعی، احسان محسوب نمیشود و اساساً بشر به خاطر رنجی که بر خویشتن تحمیل میکند – و این رنج به خاطر فاصلهای است که میان زندگی مطلوب و زندگی صحیح وجود دارد – ماجور نیست؛
و چهبسا به خاطر تلاش نکرده در جهت اصلاح شرایط و جو حاکم که لاجرم مسیر زی صحیح را بر او مسدود یا صعب نمودهاست، مواخذه خواهدشد؛
اگر بشود بافتههای ذهنی موهوم بشر را زائل نمود؛ تازه به عمق «اندوه» و «غم»ی که زندگی آدمها از آن سرشار است پی میبریم!
- از مجموعه یادداشتهای ممنوعه
شاید اگر نبود بحران عدم اعتماد به فرماندهان سطح بالای ارتش – که حتی پس از پاکسازی سرسپردگان شاه مخلوع، هنوز در بدنه و حتی فرماندهی کلان ارتش باقی مانده بودند- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم به سرنوشت کمیتههای انقلاب یا چند نهاد نظامی و شبه نظامی دیگر دچار میشد.
اما علاوه بر وقوع کودتای نوژه و چندین اقدام خرابکارانهی دیگر توسط افسران ارتش، بحران فرار خلبانان نیروی هوایی به همراه جنگندههایشان به کشورهای دیگر و همینطور وقوع چند عملیات هواپیماربایی، در تقویت ایدهی حضور نهاد موازی نظامی در جمهوری اسلامی موثر بود.
از سوی دیگر انفعال و عدم توفیق ارتش در زمانی که ابوالحسن بنیصدر فرماندهی کل قوا را در اختیار داشت، باعث شد نوعی حس بی اعتمادی به ارتش جمهوری اسلامی در ابتدای جنگ شکل بگیرد. این بی اعتمادی البته در خلال جنگ تحمیلی و در اثر رشادتهای بخشهای مختلف ارتش، تقریباً زایل شد.
با این حال، گویا هنوز هم نوعی حس عدم اطمینان و شاید بهتر بگویم کممهری نسبت به ارتش جمهوری اسلامی میان شخصیتهای سیاسی وجود دارد. این مسئله زمانی پر رنگتر میشود که مشاهده میکنیم، در دورههای مختلف تشکیل کابینه، همواره وزیر دفاع از میان فرماندهان سپاه انتخاب شدهاست. (توجه کنید که در کوران جنگ، شهید فکوری که از افسران نیروی هوایی بود، در کابینهی شهید رجایی به وزارت دفاع منصوب شد!)



وزرای سپاهی دفاع!
اگر چه سپاه پاسداران با ارتش جمهوری اسلامی به هماهنگی تقریباً مشخصی در خصوص مرزبانی و دیگر فعالیتهای نظامی رسیدهاند و تقسیم مسئولیتها تقریباً بدون شبهه انجام شدهاست، به نظر میرسد زمان آن رسیده است که در بعد سیاست داخلی هم با روشهای مناسب، نسبت به رفع این شبههها اقدام شود.
امیدوارم دههی حاضر، دههی رفع تبعیضهایی باشد که در موقعیت حساس اول انقلاب، گریزی از اجرای آنها نبود. همانطور که تبعیضهایی مثل محدودیت سرمایهگذاری در استانهای مرزی، محدودیت انتصاب مدیران کلان به صورت بومی و غیره در دولت احمدینژاد شکسته شد.
اونجایی که دیگه نمیدونی هنوز کاراکتر فیلمه که پیانو میزنه یا موسیقی متن اینقدر اوج گرفته!
- Wordpress.com stats not installed!
شهید مفقود الجسد، حجة الاسلام مصطفی ردانی پور
روحانی عارف و فرمانده شجاع وادی جبهه ها ، حجت الاسلام « مصطفی ردانی پور» در پانزدهم مرداد 1362 در منطقه حاج عمران و در عملیات والفجر 2، ردای شهادت را به تن کرد (در حالی که تنها دو هفته از ازدواجش می گذشت). و جسم پاکش در حاج عمران مظلومانه برجای ماند و روح عاشورایی اش به معراج پر کشید. و تا این تاریخ نیز، ایشان در زمره شهدای مفقود الجسد است.
نکته : شهيد من يک پروژه مقدس است.
در اين وانفساي فراموشي، هر وبلاگ نويس يک شهيد مي شناسد که توسل به ذات احديت را ، از چنگ زدن به ريسمان مطمئن او، آغاز نموده است.
- دیدمان اشراقی به وجود
(۲)
- شهید من
(۴)
- امروز ، دیروز ، فردا
(۶)
- آقای مافیا
(۴)
- آقای مافیا
- جامعه
(۳۱)
- جمهوری اسلامی
(۵)
- حکومت اسلامی
(۵)
- زندگی
(۳)
- مصلح سخن میگوید
(۶)
- جمهوری اسلامی
- جهاد مجازی
(۱۳)
- زندگی در رویا
(۹)
- وبلاگ شهر
(۸)
- وبلاگ شهر
- وبلاگ نویسان مسلمان
(۳)
- زندگی در رویا
- عین دیانت
(۳۹)
- آن سوی مرزها
(۱۰)
- ریسک سیاسی
(۱۶)
- سیاست داخلی
(۱۸)
- آن سوی مرزها
- نبرد با خویشتن
(۶)
- نبرد در گرای ۹۰ درجه
(۱۰)
- هنر در قلمرو مکتب
(۲۵)
- بخوان
(۱۱)
- تلویزیون
(۴)
- شاعری در شعر
(۳)
- طنین صداها
(۱)
- نمایش روی پرده
(۶)
- بخوان
- هنگ فرهنگی
(۱۰)
- کاریزمای ذهن
(۲)
- کاریزمای ذهن
- IOS
(1)
- آی . تی
(۰)
- ایده های نو
(۱)
- نرم افزار
(۵)
- وب ۲٫۰
(۱۱)
- وبلاگ
(۲۰)
- وبلاگ نویسی مدرن
(۱۷)
- ابزار های وبلاگ نویسی
(۱۰)
- لایو رایتر
(۳)
- وردپرس
(۵)
- افزونهها
(۱)
- افزونهها
- لایو رایتر
- ابزار های وبلاگ نویسی
- وبلاگ نویسی مدرن
- غرغر
(۲)
- تنهاییهای یک من
(۱۲)
- حرم امن الهی
(۲)
- رسائل
(۱)
- سرایش
(۲)
- سرشارم از خیال
(۶)
- ماجرای دل
(۷)
- چشم به راه
(۰)
- گفتار دل
(۱۰)
- یادوارههای نوستالژیک
(۷)
نکته مهم : آيکن نارنجي رنگ کنار نام هر گرايش، لينک فيد آن موضوع را نشان ميدهد.
دنيا براي از تو نوشتن مــــــــــرا کـماست
اکسير من! نه اينکــه مرا شعر تازه نيست
مــن از تو مينويسم و اين کيميا کـماست سرشــارم از خيال، ولي اين کفاف نيست
در شعر من حقيقت يک ماجــرا کـم است
تا اين غـــــزل، شبيه غزلهاي مـــن شود
چيـــزي شبيه عطر حضور شما کـم است گاهی تو را کنـــــار خود احساس می کنم
امـــا چقدر دل خوشی خواب ها کـم است خون هر آن غزل که نگفتهام به پاي توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است ؟














